|
برای يکبار هم که شده به ايستيم؟؟
سلام پدر ؛ از آغاز شروع این وبلاگ تا حال ؛؛ این همه نوشته ؛ اما من همان هستم که بودم؟؟ از سر طلوع تا غروب؛از سر مشرق ترین قسمت این دل تا مغرب ترین آن؛ از سر دروغ و راست؛از سر اخلاص و ریا نوشتم؛ گاهی اوقات از این که برای گلی چون شما می نوشتم ؛ اشکانم را روانه می کردم تا بار گناهان چشمانم را نبینی؛ گاهی اوقات از اینکه برای شما می نوشتم مغرور تکیه بر آبروی شما خود را بهشتی می دیدم؛ گاهی اوقات به خودم می گم تا کی می خوای ادامه بدی؛ گاهی اوقات روزی بار ها و بارها می نوشتم از یوسف زهرا؛ از تاج سرم همه و همه اما کجا ست عمل؛ تا کی شعار بدیم؛ تو خیابان راه بیفت و نظر افراد را در موردحضرت بپرس همه اظهار لطف می کنند؛ پس راهش این نیست که فقط بنویسم و صفحه ای از نام یار پر کنم!!! باید عهدی ببندیم؛؛؛ مرد عهد باشیم نه شعار .خدایا! تو خود به جان مهدیت دستم بگیر . از این به بعد قبل از هر گناهی به یاد شما می افتیم و طوری به آسمان نگاه می کنیم گویی شما را می بینیم ؛؛ حال اگر خواستیم گناه می کنیم؛؛ نمی دانم چند نفر می توانند؛ شاید من ؛شاید شما
+ نوشته شده در سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 2:48 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
بازداشت یک ایرانی به خاطر "صلوات "
یک زائر ایرانی بخاطر ذکر صلوات توسط نیروهای سعودی بازداشت شد.
به گزارش ایران : يكى از زائران اعزامى از شهرستان شيراز كه فروردين ماه به مدينه مشرف شده بود به علت ذكر صلوات در قبرستان بقيع توسط پليس بازداشت و به تحمل ۵ روز حبس و ممنوعيت مسافرت به عربستان به مدت ۵ سال محكوم شده است. این ایران دراین خصوص میگوید :از اينكه در سرزمين وحى و صلوات، زائران نمى توانند ذكر صلوات داشته باشند، متحير است.
+ نوشته شده در سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 2:19 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
+ نوشته شده در سی ام اردیبهشت 1386ساعت 1:25 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
اليس الصبح بقريب
من از تبار صبح بودم ! و با اهل شام پيکار. گِلم را با تربت کوی يار سرشتند ! نه از غبار نشسته بر رویخار. و حال .... دلم هوای کوی تو کرده ! به من بگو : که ديدنت بود آسان! وليکن چشم پاک ! پاک بيند و بالعکس!!! و می دانم که هرگز! غبار روی چشم من ! به آسانی نگردد پاک.....
+ نوشته شده در بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 9:1 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
و باز هم جمعه ها پی هم می آیند
بسم الله و هو علام الغيوب خدايا ! تو تنها کسی هستی که رازناک ترين حادثه تاريخ را می دانی! خدايا ! اگر تاريخ اين حادثه در اين چند جمعه عمر ما کفافی نمی يابد! باقی اين عمر مرا چه سود؟ خدايا! جمعه ها پی هم می آيند! و اين جمعه نيز پی جمعه قبل بسر شد! خدايا ! دعای ندبه خود به ندبه درآمده و سمات را سماوات به لرزه درآورده و افسوس! خدايا!هنوز عرش عظيم تو بی قرار نگشته و ماء معين به جوشش درنيامده! خدايا! هنوز امن يجيب مضطری را امان نداده و چشم بيماری را منتظر نگذاشته! خدايا! روزها را کدام ملک مقرب شماره نهاده که هنوز نفسها به شماره آن روز نرسيده! خدايا! شبها تا به کی چنين طولانی است و صبح چرا اين قدر بعيد است! خدايا! کدام نفوس رمز خيرْ لکم را نشکافته و کدام نفس هنوز ايمان نيافته! خدايا ! کدام بيابان چنين طولانی است که صدها هزار شب را در خود جای داده است! خدايا ! اين چه خيمه گاهی است که هنوز ستون آن بعد از هزاران باد و طوفان برجا ايستاده است! خدايا ! اين چه خاکی است که هنوز سنگينی عرش ترا تا به امروز تحمل می کند! و خدايا ! باز هم جمعه ها پی هم می آيند!
+ نوشته شده در بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 8:57 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
چشمه پیر کدوییه
اين چشمه در غرب روستاي مزايجان در 40 کيلومتري شهر سوريان ميباشد. در اين مکان چشمه هاي جوشاني جاري است که سرزمين وسيعي را زير پوشش خود قرار داده است. در حوالي چشمه درختان بزرگ و تنومندي است که توجه هر بينندهاي را به خود جلب مينمايد. هر ساله تعداد بيشماري از گردشگران شهرستانهاي مجاور، جهت گذراندن اوقات فراغت خود به اين محل سفر مي نمايند. از ديگر امکانات تفريحي – سياحتي ميتوان به چشمه سنجد در جنوب سوريان، چهل چشمه در شير خورشت،غار نصر در جنوب باد بر، سرو کهنسال روستاي عاصمي، چنار روستاي بادبر و غار محرم در کوه قبله مزايجان اشاره کرد.
+ نوشته شده در بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 8:53 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
+ نوشته شده در بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 8:14 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
آخر الزمان
در فرهنگ اسلامى، آخر الزمان، هم دوران نبوت پيامبر اكرم (ص)، تا وقوع قيامت را شامل مى شود و هم دوران غيبت وظهور مهدى موعود(ع) را در دوران معاصر، عده اى از مفسران ومتفكران مسلمان از قبيل : مرحوم علامه طباطبايى، استاد شهيد مرتضى مطهرى، سيد قطب، محمد رشيد رضا، شهيد سيد محمدباقر صدر و... با اتكا به آياتى از قرآن كريم اعراف: 138، انبياء: 105، صافات: 171 و 172 استخلاف انسان در زمين، فرمانروا شدن نيكوكاران زمين وراثت صالحان وپيروزى حق بر باطل را به رقم جولان دائمى باطل، به عنوان سرنوشت آينده بشر مطرح كرده اند و آيات وروايات مربوط به تحولات آخر الزمان را بيانگر نوعى فلسفه تاريخ مى دانند و به اعتقاد ايشان، عصر آخر الزمان عبارت است از دوران شكوفايى تكامل اجتماعى و طبيعى نوع انسان. چنين آينده اى امرى است محتوم كه مسلمانان بايد انتظار آن را داشته باشند و نبايد منفعل و دلسرد به حوادث واقعه بنگرند، بلكه با حالتى پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انسانى و آگاه از تحقق اهداف تاريخى انتظار، بايد سرشار از اميد، آمادگى وكوشش درخور اين انتظار مقدس باشند. در چارچوب اين برداشت، آخر الزمان قطعه معينى از تاريخ نوع انسان است كه او بايد در آن، حركت تكاملى تدريجى خود را تا تحقق وعده الهي ادامه دهد. در حالى که درکتب علماء متقدم همچون "کمال الدين " رحمه الله الغيبه شيخ طوسي رحمه الله چنين تفسيرى از تاريخ نبوده وتحولات آخر الزمان امرى است غير عادى كه در آخرين بخش از زندگى نوع انسان واقع مي گردد وبه تحولات قبلى جامعه انسانى مربوط نمى شود. شناخت آخر الزمان يا فرجام شناسى (Eschetologie) در اديان يهود، مسيحيت وزرتشتى نيز حائز اهميت است. نگاهى به دردها وآلام بشر انديشمند امروز وقربت او در زوال فطرت پاک آَدمى، چنين مى نماياند كه در ميان همه خواسته هاى ضد ونقيضش، امروز يكى هست كه همه در آن مشتركند همه اقوام و ملل يكصدا خواهان آزادى اند.(1) دراحاديث بسيارى آمده است كه حضرت مهدى (ع) در آخرالزمان ظاهر مى شود. پيامبراكرم (ص) بر فراز منبر فرمود: مهدى از عترت و اهل بيت من است. او درآخرالزمان ظهور مي كند. (2) ونيز فرمود: مژده باد شما را به ظهور مهدى كه او در آخرالزمان به هنگام سختى روزگار وفتنه و اختلاف وعدم امنيت مى آيد وخداوند به وسيله او زمين را پر از قسط و عدل مى نمايد.(3) امام باقر(ع) نيز مى فرمايد: دولت ما آخرين دولت هاست.... (4) پيامبر(ص) دست ها را بهسوي آسمان برافراشت وگفت: خداوندا برادرانم را به من بنمايان. يكى از اصحاب گفت: مگر ما برادران شما نيستيم؟ فرمود: نه، شما ياران من هستيد. برادران من كسانى هستند كه در آخرالزمان مى آيند و به من نديده ايمان مى آورند. خداوند آن ها را پيش از آن كه از صلب پدران به رحم مادران درآيند، با نام خود و پدرانشان به من معرفى نموده است كه استقامت هر يک از اَن ها در دين خود، ازكندن خارهاى گون در شب تاريک، و به دست گرفتن آتش گداخته سخت تر است. آن ها مشعل هاى هدايت هستند كه خداوند آن ها را از فتنه هاي تيره و تار نجات مي بخشد.(5) درباره فتن وحوادث آخرالزمان، احاديث بى شمارى از حضرت ختمى مرتبت و حضرات ائمه (ع) دركتب حديث به ثبت رسيده است. مجموعه هايى از آن احاديث، به صورت كتب مستقلى به نام ملاحم, الغيبة وديگر نام ها نگاشته شده است. روايات معصومين (ع) نشان مى دهد: 1. با سپرى شدن اين دوران، بساط زندگى دنيوى برچيده و مرحله اى جديد در نظام اَفرينش آغاز مى شود. 2. آخرالزمان خود به دو مرحله كاملاً متفاوت تقسيم مى شود: دوران نخست كه در آن انسان به مراحل پايانى انحطاط اخلاقي مى رسد . دوران بعد، عصر تحقق وعده هاى الهى به پيامبران و اولياى خدا است و با قيام مصلح جهانى آغاز مى شود. كليات عقايد مربوط به آخرالزمان تقريباً از سوى همه فرقه هاى بزرگ اسلامى پذيرفته شده است، ولى در خصوص وابستگى اين تحولات به ظهور مهدى (ع) و نيز هويت او اختلاف نظر وجود دارد. ********************************************************* 1 : نشريه موعود شماره 11 و 10ص 54. 2 : غيبة طوسي ص 111 بحارالانوار، ج 51ص 74 3 : منتخب الأثرص 171. 4 : بحارالانوار ج 52 ص 332 اثبات الهداة ج 3 ص 6 51. 5 : بحارالانوار ج 52ص 24 ا منتخب الاثرص 515 الزام الناصب ص137.
*********************************************************
+ نوشته شده در بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 7:48 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
+ نوشته شده در هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:49 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
+ نوشته شده در هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:19 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
+ نوشته شده در هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:51 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
حرفهاى دل!بايد بمانى كه او بيايد و دردهاى كهنه تو و تمام عالم را درمان كند و تو چشم به راهش مىمانى با انتظارى توأم با اميد؛ مىگويند سوارى است از آفتاب، از روشنى، با ردايى سبز و شمشيرى از عدل؛ مىگويند قامت سبزى دارد و خالى برگونه؛ مىگويند از راه سپيده مىآيد با بارانى از نور؛ مىگويند كعبه ميزبان قدوم پاك او و تكيهگاه او خواهد شد، نمىدانم شايد روزى بيايد كه جز مشتى پر از اين پرنده در قفس نباشد. اما در انتظارش مىمانم تا روزى كه درِ باغ خدا را باز كند و عطر دلانگيز حضورش در سراسر عالم بپيچد و دنيا از نور جمالش روشن گردد. با جانى آماده قربانى شدن، چشم به راهش مىمانم تا بيايد و بىقرارى هايم با يك تبسم او آرام گيرند و نيم نگاهش آبى بر آتش درد فراق باشد. آن وقت با او بودن چه خوش است و يك قطره از جام وصال او نوشيدن چه خوش گوارتر از تمامى آبهاى عالم. اى عزيز! ببخش بر من اگر با جانى نه پاك و دلى نه روشن و اعمالى نه مقبول، مشتاق تواَم، اما باور كن كه در سر سودايى جز محبت تو نيست و خيالم از نقش و نگار تو پر است.
+ نوشته شده در هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:5 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
مهدويت دراهل سنت
+ نوشته شده در شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج)
همیشه تو دعاها سعی می کنم هیچ دعایی رو مقدم بر دعا برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان نکنم یعنی راستش رو بخواین اگه بخوام هم اصلا نمی تونم همیشه با خودم می گم که دعا نباید انحصاری و فردی باشه دعا باید جامع باشه دعا باید برای همه باشه شاید در روز دهها نفر التماس دعا داشته باشند از ما چه جوری می شه این خواسته ها رو برآورده کرد! من اعتقاد دارم که هیچ دعایی جامعتر و کامل تر و زیباتر از دعا برای ظهور آقا نیست . هم نیازهای دنیوی رو براورده می کنه هم نیازهای اخروی را هم غذای روح هست و هم غذای جسم و.... خلاصه اینکه هیچ دعایی بهتر از این دعا نیست هم عاقبت بخیری داره هم مبارزه بانفسه هم قرب به خدا و ائمه داره هم آثار تربیتی داره هم آثار عقیدتی داره و هزاران و هزاران آثار دیگر اما همه این آثار به شرطی محقق می شه که این دعا از روی خلوص نیت باشه و هم با تمام وجود باشه از صمیم قلب و... اما همه این هارو گفتم خوب ٬حرف های واقعا قشنگی هست و شاید همه هم موافق با این حرف ها باشن اما چیزی که خیلی مهم هست عمل به این حرف هاست٬ آیا واقعا همه ما این نکته هایی که هممون بلد هستیم رو عملی می کنیم آیا ما نظر و نیازهایی که برای رفع مشکلات شخصی خودمون می کنیم برای سلامتی امام زمان میکنیم ٬ آیا ما همه ما عاشق واقعی امام زمان هستیم آیا ما به سیره امام عمل می کنیم ٫ تا حالا از خودمون حساب کشی کردیم چندتا حدیث از این آقایی که ازش این همه دم میزنیم بلدیم یا مطالعه کردبم به چندتا از این احادیث عمل کردیم ٬ چقدر زندگیمون شبیه حضرته چقدر...... نمی دونم دیگه لپ کلام می خوام بگم که خواهر من برادر من تا ما آمادگی برای درک و پذیرش آقا رو تو خودمون ایجاد نکنیم آقا نمیاد ٬ به خدا آقا یار می خواد اما چه یاری ٬یار واقعی ٬آقا عاشق می خواد عاشق جان برکف عاشق دلسوخته .
+ نوشته شده در سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:6 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
غروب فاصله ها
+ نوشته شده در سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:1 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
جمعيت دهستان مزايجان به تفكيك نام روستاها،تعداد خانوار وتعداد افراد ساكن درآن
+ نوشته شده در دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
خدایا به نامهایت به نامهای باصفایت ، نامهای
ندبه حسنایت ، به فدای تو و فدای نام های تو ،که لا یقترینی ، تو عزیزترینی ، تو بهترینی ، تو صبوری بی همتائی ، اما ما که صبر نداریم ، ای پرورش دهنده مهدی در دامان پاک امام حسن عسکری و نرجس خاتون سلام الله علیهم به بی صبری ما هم نگاهی بینداز . ظالمین وخاطئین و خائنین و طاغین و کفار و منافقین و فاسدین را دیگر بس است دیگر انها را مهلت نده، مهلت آنها را قطع کن وحکومت صالحان را شروع بفرما بشردرهمه صفات تو مبهوت است صبرتو به همه بشریت سنگین است . خوبان در عجبندکه کی نجاتشان میدهی و بدان در هراستندکه کی حکومت راازآنها می گیری . چه تقدیر فرموده ای ؟ تاچه حد طاغیان و ظالمان مهارزمین و زمان را بکشند و تاچه میزان ضعفاء تحمل کنند. تفاوت بدکاران و خوبان بسیارزیاده شده است آیا فاصله آنقدر نشده که ذوالفقار علی دردست مهدی ازنیام برکشیده شود و درخشش آن نوری بروجود خوبان و آتشی برقلب بدان عالم گردد.
+ نوشته شده در دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:29 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
بیایید خودمان را برای ظهور منجی عالم بشریت آماده سازیم
+ نوشته شده در دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:25 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
+ نوشته شده در دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
يا رب المهدي سلام امروزدوازدهمین روز اردیبهشت است. روز معلم روز مطهری (ره)
+ نوشته شده در دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:23 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
میدونم یه شب می آی خاکو چراغون میکنی! پنجشنبه 6 اردیبهشت1386 8:10 بعد از ظهر
+ نوشته شده در دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:4 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
روز عشق...
نون والقلم سلام بر شما و... معلم تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش درآمد. انسان نيز با پذيرش اين مسئوليت، نام خويش را در اين گروه و در قالب واژه مقدس «معلم» ثبت کرده است. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه مي رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد. روز معلم با ياد و نام استاد بزرگوار مطهری (ره) گرامی باد.
+ نوشته شده در یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:52 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
خلیجی همیشه فارس
با نام حق سلام وخلیج فارس...
تصویرماهواره ای خلیج فارس خليج فارس و نام پرتوافكن آن ميراث گرانسنگ ايرانيان باستان است. ميراثي كه ايرانيان آزاد انديش روزگار كهن براي فرزندان خود به يادگار گذاردهاند تا مايه فخر و مباهات نسلهاي بعدي باشد و ايرانيان همواره به خاطر آورند كه نمادهاي ميهني و ملي آنان كه با پوششي از باورهاي ژرف ديني و الهي مزين و متبرك شده است، در هميشه تاريخ موجب باليدن آنان بوده و خواهد بود.
+ نوشته شده در یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:48 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
خلیجی همیشه فارس خليج فارس و نام پرتوافكن آن ميراث گرانسنگ ايرانيان باستان است. ميراثي كه ايرانيان آزاد انديش روزگار كهن براي فرزندان خود به يادگار گذاردهاند تا مايه فخر و مباهات نسلهاي بعدي باشد و ايرانيان همواره به خاطر آورند كه نمادهاي ميهني و ملي آنان كه با پوششي از باورهاي ژرف ديني و الهي مزين و متبرك شده است، در هميشه تاريخ موجب باليدن آنان بوده و خواهد بود. نام خليج فارس در دل تاريخ ... از آن هنگام كه تاريخ بشر مكتوب شد و جغرافي بگونهاي علمي در مقياس با سطح و حد تحقيق و مطالعه در دوران باستان مورد بررسي قرار گرفت، نام خليج فارس جزء چهار درياي شناخته شده بوده كه به اعتقاد يونانيان كهن همگي از يك اقيانوس عظيم به وسعتي معادل همه آبهاي جهان سرچشمه ميگرفتند و بسيار پيش از آنكه داريوش هخامنشي امپراتور ايران در كتيبههاي خود از درياي پارس سخن براند، حتي غيرايرانيان هم اين پهنه آبي را با نام پارس ميشناختند. خليج پارس نامي است به جاي مانده از کهنترين منابع، زيرا که از سدههاي پيش از ميلاد سر بر آورده است، و با پارس و فارس _ نام سرزمين ملت ايران _ گره خورده است. قدمت خليج فارس با همين نام چندان ديرينه است که عدهاي معتقدند: «خليج فارس گهواره تمدن عالم يا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستاني اين منطقه، نخستين انسانهايي بودند که روش دريانوردي را آموخته و کشتي اختراع کرده و شرق و غرب را به يکديگر پيوند دادهاند. اما دريانوردي ايرانيان در خليج فارس، قريب پانصد سال پيش از ميلاد مسيح و در دوران سلطنت داريوش اول آغاز شد. داريوش بزرگ، نخستين ناوگان دريايي جهان را به وجود آورد. کشتيهاي او طول رودخانه سند را تا کرانههاي اقيانوس هند و درياي عمان و خليج فارس پيمودند، و سپس شبه جزيره عربستان را دور زده و تا انتهاي درياي سرخ کنوني رسيدند. او براي نخستين بار در محل کنوني کانال سوئز فرمان کندن ترعهاي (کانالي) را داد و کشتي هايش از طريق همين ترعه به درياي مديترانه راه يافتند. در کتيبهاي که در محل اين کانال به دست آمده نوشته شده است: "من پارسي هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن اين ترعه را داده ام از رودي که از مصر روان است به دريايي که از پارس آيد پس اين جوي کنده شد چنان که فرمان دادهام و ناوها آيند از مصر از اين آبراه به پارس چنان که خواست من بود." اين نخستين مدرک مکتوب بجا مانده درباره خليج فارس است. از سفرنامه فيثاغورث 570 قبل از ميلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خليج فارس و يا معادلهاي آن در ديگر زبانها ثبت شده است. پس از اسلام نيز آن زمان كه واژه سازي و رويا پردازي براي خلق اسامي مجعول عاري از قبح نشده و جزء سنتهاي سياست پيشگان و عوامل آنان در نيامده بود، جملگي علماي غيرايراني و حتي دانشمندان عرب مانند "شهابالدين النويري" و "ابن حوقل النصيبي بغدادي" كه نام خليج فارس را همراه با نقشه آن بگونهاي مستند مشخص كرده است، با حفظ حرمت قلم، تشكيك در نام اين دريا را حتي در ذهن خود خطور ندادند و پايبندي به صداقت و راستانديشي را از خود به يادگار گذاردند. اما شيفتگي قدرت و نشئگي شهرت و اقتضاي زمانه، جايگزين صداقت و درست گفتاري شد و در واقع نام جعلي خليج عربي براي بار نخست از سوي "عبدالكريم قاسم" رييس جمهوري اسبق عراق عنوان شد و با روياپردازي اعراب را به فرزين بندي در مقابل ايرانيان فرا خواند و اين افكار بچه گانه پس از پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران با تحريك امپرياليسم جهاني و دشمنان اسلام پررنگ تر گرديد. از دوره جمال عبدالناصر رئيس جمهور پيشين مصر نیز، به تشويق او و اوجگيري تعصب عربي، رسماً کشورهاي عربي نام تاريخي خليج فارس را در رسانه ها و کتب رسمي عربي تغيير دادند. از سفرنامه فيثاغورث 570 قبل از ميلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خليج فارس و يا معادلهاي آن در ديگر زبانها ثبت شده است. كشورهاي حوزه خليج فارس و جهان بايد نيك دريابند كه پاك نمودن حقيقت از تاريخ امري ناممكن است كه جهان سالها شاهد اينگونه تلاش هاي ناممكن صهيونيسم جهاني در محو فلسطين بوده و هست. و اكنون و اين بار نيز بدانند كه روياي تازه و پريشان آنان هيچگاه تعبير نخواهد شد چرا كه هر مرد و زن ايراني مقتدرانه از آبهاي نيلگون و نام خليج هميشه فارس حراست خواهد نمود.
+ نوشته شده در یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:45 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
+ نوشته شده در یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:1 قبل از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
نیایش با خدا ![]() هرگاه که تو را خواندم، پاسخم گفتی؛
![]()
+ نوشته شده در نهم اردیبهشت 1386ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
مولاتی...
با نام حق سلام مولاتی...
ای جا مانده از واپسین دیدار برادر! حرم نورانی و ضریح مشکل گشایت، هنوز بوی مدینه می دهد. بوی شهر پیامبر را که آن را به اشتیاق دیدن روی رضایت، ترک کردی و آواره بیابان ها گشتی. نهر جاری مناجات، همیشه از چشمه دل زائران تو جریان دارد؛ اما امشب ضریح مطهرت، رخت سیاه بر تن کرده و پنجره ها رو بسوی غروب نشانه می روند ...
+ نوشته شده در نهم اردیبهشت 1386ساعت 1:57 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
+ نوشته شده در نهم اردیبهشت 1386ساعت 1:31 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
صدای پای مهربانی میآید، که گوش جان بشریت قرنها این موسیقی حیاتبخش را در سیاهچاله ظلوم هجران خیر و خوشی، به انتظار نشسته است، تن خسته و جان نژند فرزندان آدم در گوشه گوشه این گوی خاکی چوگان عدل او را منتظرند تا روح انسانیت را از پرتگاه جهالت برباید و برهاند.مهدی آل محمد، منتظر اعظم، قرنهاست که کوچه کوچه عالم را در جستجوی اعوان و انصار خویش است، علیوار دستان مهربان خود را بر سر ایتام پیامبر خدا کشیده تا در هجران آن رحمت مطلق الهی روزگار بسپرند و انتظار را که جان فرساست برای عاشقان راستین آن سلاله فاطمه سهل نماید. این بار در میلاد خود، «نیمه شعبان» نسیم لطف و کرامت خود را در کوی و برزن شهر و دیارمان پراگنده و ریشه جانمان را از آب حوض کوثر ولایت که عطش هزار ساله را سیراب میکند، جامی ارزانی کرده است. حجة الله آمد؛ زمین را عدل و داد فراگرفت، همانگونه که از ظلم و جور پر شده بود، راستی را که نیمه شعبان پایان نیمی از انتظار است، و نیم دیگر نه چراغانی کردن کوچه و کوی و خانه ظاهر؛ که روشن کردن جان جان با نور معرفت جانان و تقوای عملی و ایمان است. اینک نشستهایم بر مصطبه انتظار با کشکولی از ارادت و خواست آمدن یار، چارهها ناچار است و گریزو گزیری که عقل با هزار توی خرد و کلان خود برایمان پیافکنده بود، خراب و یران شده که معمور کردن آن جز با دست دل و ترنم الهم عجل لولیک فرج و النصر و معماری که وارث علم محمدی باشد، ساخته نیست. هرچه پیش میرویم، نوری نیست که بتواند این راه ظلمانی را بر ما روشن کند و این حجب نورانی را از پیش چشمان آدمی بردارد؛ اینک نزدیک است که دستی از آستین غیب برآید و وعده عظیم الهی به بار بنشیند؛ تا کوران و کران و منکران و ظالمان همه دورانها را در حسرت عظیم فرو برد و مظلومان و منتظران را سعادت ابدی به ارمغان آورد. ای منتظر ادیان، ای وعده و افتخار پیامبران و ای صالح و اباصالح دوران و ای صاحب و زبان قرآن آنک جهان مرگ را در پیش چشم دارد و مظلومان و مصلحان جز تو را سراغ ندارند، از خدای خود طلب ظهورکن که جانها ، به لب رسید و چشمه اشک چشمها خشکید، خون در دل موج میزند و تیر طعنه طاعنان روح و جانمان را ریش ریش کرد. تو خواهی آمد نه، تو آمدی؛ اما ما را آماده آمدنت ندیدی؛ اما بدان که منتظران حقیقی تو برگ و بار یاری و همراهیت را آماده دارند؛ بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم! میدونم یه شب میای خاکو چراغون میکنی شیشه عمر شبو میشکنی داغون میکنی شنیدم وقتی بیای از آسمون گل میریزه کوچه باغا رو پر از بیدای مجنون میکنی شنیدم وقتی بیای غصه هامون تموم میشه قحطی گریه میآد، خنده رو ارزون میکنی آسمون به احترامت پا میشه به اون نشون که تو سفره زمین خورشید و مهمون میکنی دلامون خیلی گرفته، شبامون خیلی سیاس میدونم یه شب می آی خاکو چراغون میکنی!
+ نوشته شده در ششم اردیبهشت 1386ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
مزايجان شهرتي ديرينه دارد
استوار تا قامت تاريخ
• واژه مزايجان به معناي زيادكننده جان ومزيدجان است كه احتمالاً به دليل خوش و آب وهوا بودن منطقه اين لقب انتخاب شده است.
روستاي مزايجان يكي از بزرگترين روستاهاي استان فارس است كه در بخش مركزي شهرستان بوانات واقع شده است. از طرف غرب به كوههاي تنگ پونه اي و سرسفيدو از طرف شرق به روستاي هاي كرفنگان و طوطك از توابع شهرستان خاتم استان يزد و از طرف جنوب به بخش سرچهان بوانات و از طرف شمال به روستاي مهديه و كوههاي فالشت محدود است.
سابقه تاريخي اين روستا به زمان هخامنشيان و عصر تخت جمشيد مي رسد . در لغت مزايجان به معناي «زياد كننده جان» يا «مزيدجان» تعبير و معني شده و اين به علت خوش آب هوا بودن اين منطقه و وفور نعمت در آن زمان بوده است كه اين منطقه به اين نام شهرت يافته است. به همين دليل، افراد اين منطقه از طول عمر نسبتاً زيادي برخوردار بوده اند. اولين قبايل كه در اين روستا ساكن شده اند در نزديكي چشمه اي به نام «پير كدوئيه» سكني گزيده اند كه هنوز آثار قبور در نزديكي چشمه با سنگهاي قديمي وجود دارد. چشمه پيركدوئيه در غرب اين روستا در پاي كوه سرسفيد واقع شده است. از خصوصيات اين چشمه اين است كه درختان با قدمت چندصدساله در اطراف آن موجودمي باشد كه عبارتند از درختان چنار، بوز، و... خصوصيت ديگر آن جاري شدن آب و سردي آب آن در تابستان و گرمي و اعتدال آب در زمستان است. چشمه فوق به دستور قوام السلطنه وزير وقت رضاخان و به دست پزشك آن زمان روستا به صورت پارك ملي درآمد كه هم اكنون نيز كتيبه سنگ نوشته آن در قسمت شمال غرب چشمه موجود است. در سالهاي پرباران و به اصطلاح «ترسال» آب چشمه به حدود سي اينچ و بيشتر مي رسد. اين روستا در دامنه هاي منتهي اليه رشته كوههاي زاگرس واقع است و از آب و هوايي معتدل كوهستاني برخوردار است. روستا در منطقه اي دشتي قرار گرفته كه اطراف آن را كوههاي قبله در جنوب، سفيد در شمال و فالشت در غرب احاطه كرده است. اين روستا مركز دهستان مزايجان است. روستاهاي چنار سوخته در شرق، بادبر در جنوب غربي و مرشدي، قلعه آباده، عاصمي، آباده، قدمگاه در شمال از توابع مزايجان است. اين روستا به وسعت حدود ۹۵كيلومترمربع داراي بيش از ۷هزارنفر جمعيت و ۱۲۰۰خانوار است. بافت روستا از نظر شكل روستايي طويل محسوب مي شود كه قسمتي از آن به موازات خيابان و قسمتي ديگر به موازات جوي آب كشيده شده است. حدود هفت سال قبل در شرق روستا شهرك شهيدرجائي با ۳۰خانوار جمعيت احداث شده است كه بيشتر ساكنين آن را عشاير منطقه تشكيل مي دهند و به علت كمبود امكانات رشد قابل توجهي نكرده است. از مدخل ورودي تا انتهاي روستا حدود ۴كيلومتر فاصله است. در گذشته هاي دور مردم مزايجان در چند قلعه به نامهاي پيركدوئيه، اسدالله خان، ميرزااحمد، ميرزاهادي و قلعه دختر زندگي مي كردند. ساكنان قلعه اسدالله خان از مهاجرين سوادكوه بودند كه رئيس آنان رضاخان سوادكوهي بود كه نوادگان آنهاهم اكنون در منطقه هستند. وي از مالكان بزرگ منطقه قوام الملك بود كه يك باغ اختصاصي با مساحت ۵هكتار داشت كه با برج هايي مراقبت مي شد و هنوز آثار آن باقي مانده است. گفته مي شود، قوام الملك در تابستان در اين محل اطراق مي كرد و به استراحت مي پرداخت. رئيس قلعه ميرزاهادي خود ميرزاهادي بودكه حدود ۴۰۰سال قبل از افراد «ياغ» بود كه در مقابل نيروهاي زمان خود ايستادگي كرد و درگيري به وجود مي آيد و در منطقه اي كه محل درگيري مستقيم او بانيروها بود به نام (كشته رسان) امروز به باغ تبديل شده است. بعد از قوام، ميرزا محمدخان شيرازي از مالكان عمده اين منطقه بود كه بعد از وي مالكيت به عبدالعلي خان دهقان، ابوالحسن خان و ابوالحسن خان دهقان رسيد و تا زمان اصلاحات ارضي آنان مالكان مزايجان بودند. اين منطقه بزرگاني از نظر علم و دانش در خود پرورانده و مدتهاي زيادي مهمترين مركز ادامه اطلاعات علمي براي منطقه بوده است. از جمله اين علما حاج جواد شيخ مرتضي رضواني، ملامحمدعلي اسلامي، شيخ محمدصادق اسلامي، ملامصطفي، ملاغلامرضا وشيخ عبدالحسين اسلامي را مي توان نام بردكه برخي از علماي فوق چندسال در نجف مشغول تحصيل بوده اند كه درحال حاضر تعدادي كتب دست نويس آنان نزد اقوامشان كه در روستا ساكن هستند، موجود مي باشد. در اين روستا مكتب خانه هايي توسط علماي فوق براي با سواد كردن مردم داير بود. از مرحوم ميرزا محمد رجائي اشعاري به جا مانده كه بيشتر مناجات و ابياتي در مدح مولاعلي عليه السلام است. يكي از محله هاي اين روستا معروف به محله ملائي است كه تعدادي مكتب در آن زمان در اين محله برگزار مي شد. اين روستا ۸محله به نامهاي ملائي، محمد زماني، دولري، رنگ رزي، شيده، حسينيه، آسياب كلو (سرچشمه) و گور ابدال دارد. يكي از اولين مدارسي كه در استان فارس داير شد در مزايجان به نام دبستان طغرائي بود كه بيش از ۸۰سال قدمت دارد. در حال حاضر اين روستا ۹واحد آموزشي از جمله دودبيرستان (پسرانه و دخترانه)، ۳مدرسه راهنمايي (۲پسرانه و يك دخترانه) و چهارمدرسه ابتدايي (۲دخترانه ۲پسرانه) دارد كه حدود ۱۱۰۰دانش آموز در اين مدارس مشغول به تحصيل هستند. هشتاد درصد از معلمان اين مدارس بومي هستند و تعدادي ازفرزندان اين روستا به عنوان دانشجو در رشته هاي مختلف در دانشگاههاي كشور مشغول به تحصيل هستند. همچنين بيش از ۵نفر از اهالي اين روستا دوره دكتري را گذرانده و يا درحال گذراندن دوره هاي عالي هستند. اين روستا داراي ۹مسجد، يك امامزاده (به نام امامزاده بي بي از نوادگان امام موسي كاظم عليه السلام)، يك كتابخانه عمومي، يك كانون فرهنگي ـ تربيتي، دوشعبه بانك كشاورزي وملت، دهداري، يك شعبه صندوق قرض الحسنه، ۳مطب خصوصي پزشك، داروخانه، يك پمپ بنزين، نمايندگي پارس گاز، دفتر اداره پست، دفتر مخابرات، دفتر ترويج كشاورزي، شركت تعاوني، يك ايستگاه هواشناسي، يك مركز درماني (آزمايشگاه و زايشگاه و دندانپزشكي آن در حال حاضر تعطيل است)، دوخانه بهداشت، ۳واحد نانوايي، ۹مغازه قصابي، يك حمام عمومي قديمي و يك زمين ورزشي خاكي است. اين روستا يك شهرداري خودكفا دارد كه از سال۱۳۶۲ فعاليت خود را آغازكرده است. ۴۵۰۰هكتار زمينهاي كشاروزي و باغي دارد ۲۰۰۰هكتار آن باغهايي با درختان گردو و بادام، انگور و ۲۵۰۰هكتار زمين كشاورزي است. ده هزار رأس گوسفند و حدود سيصد رأس گاو و گوشتي و شيرده دارد. مردم روستا از راه كشاورزي، دامداري و باغداري امرارمعاش مي كنند .مهمترين محصولات آن عبارتند از گندم، جو، گردو و بادام، حبوبات، انگور و صنايع دستي همانند قالي بافي (در مزايجان بيش از پانصددار قالي برپاست)، گيوه دوزي و گبه بافي. درحال حاضر به علت خشكسالي توليد گندم سالانه منطقه بشدت كاهش يافته و سالانه ۶۰۰تن گردو و ۴۰۰تن بادام در روستا توليد مي شود و از ميزان ۴۵۰۰تن توليد انگور در مزايجان بخشي از آن به استانهاي ارديبل، كرمان، يزد، بندرعباس و.. صادرمي شود. در گذشته بخشي از آن هم به صورت كشمش سبز و آفتابي تبديل و به كشورهاي آسياي ميانه و آلمان و ديگر كشورهاي اروپايي صادرمي شد كه در حال حاضر به علت نبودن بازار فروش مناسب در خارج از كشور، كشمش مردم منطقه در انبارها موجود و مردم از اين بابت متحمل خسارات سنگين شده اند. در گذشته محصولات عمده و صادراتي اين روستا آلو بخارا جوز قند، پنبه و كنجد بود. در زمانهاي گذشته درختان گردوي كهنسالي در روستا بود كه به علت بي توجهي خوانين اكثراً قطع وچوب آن به علت مرغوبيت به كشورهايي همچون ايتاليا صادر شده است.
اهالي روستا در طول سالهاي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس نيز حضوري فعال داشته اند. بطوري كه چهل شهيد، ۲۰جانباز، ۵مفقود و ۳آزاده در راه ميهن فدا كرده اند. در حال حاضر بسيجيان اين روستا بيشتر اوقات با حضور در پايگاههاي بسيج و گردانهاي عاشورا حضور فعالي در صحنه دارند و در بيشتر امور اجتماعي فرهنگي و ديني ر وستا فعاليت دارند. | محمود رستگاري
+ نوشته شده در پنجم اردیبهشت 1386ساعت 8:9 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
1-امام زاده شاه ميرحمزه(ع) در روستاي امام زاده بزم
2- امام زاده بي بي خاتون (س) در روستاي امام زاده بزم 3- شاه زاده علي اكبر(ع) در شهر بوانات 4- سيدمحمدمرتضي در شهر بوانات 5- امام زاده بي بي (س) در روستاي مزايجان 6- عون و جعفر در روستاي شيدان 7- سيدجمال الدين در روستاي فنجان 8- سيدمعصوم(ع) در روستاي سيمكان 9- سيدمحمدحسين در روستاي خورجان 10- قدمگاه محمدحنيفه در سوريان 11- قدمگاه محمد حنيفه در روستاي قلات 12- امام زاده شاه زاده ابوالقاسم در بخش سرچهان 13- امام زاده شاه رستم در بخش سرچهان 14- امام زاده شاه خاقان در روستاي ده زيارت بخش سرچهان
+ نوشته شده در پنجم اردیبهشت 1386ساعت 8:5 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
ماهنامه خبر بوانات
خبر بوانات نشريه داخلی بوانات
+ نوشته شده در پنجم اردیبهشت 1386ساعت 7:55 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
تقديم به پرستوهايى مهاجر بوانات
پرستوهاى مهاجر بوانات سيد حسن علوى
+ نوشته شده در پنجم اردیبهشت 1386ساعت 7:53 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
ندبههاى دلتنگى
|
ما ز دریائیم و دریا می رویم
ما ز بالائیم و بالامی رویم
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||