تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

بوانات مهدویت

peacedove   peacedove 

 

ای خدای مهربون! به سوی تو می آیم،

بال شکسته ام را مرهم نه!

که سخت

بیمار توام! مهدی دلها! ای ققنوس نجات !

طاووس

 

بهشت!دلم را خدائی کن! روحم را آسمانی

کن!

 

ظاهرم  

را کبریائی کن!باطنم راملکوتی کن!ای

یوسف زهرا!

 

تنهاترین راه! ای ربیع دلها!بهاریم کن

 

که سخت به

نسیم بهاریت محتاجم.

+ نوشته شده در  سی ام مرداد 1386ساعت 2:4 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی  | 
 

گلبارن باشید.تقدیم به دوستان شیرازی وبواناتی .خدا را همیشه به یاد داشته باشیم .مهدی را همیشه حاضر وناظر بدانیم .مطمئن باشیم ضرر نمی کنیم .بیائید از همین الان امتحان کنیم چقدر لذت و حلاوت دارد.

+ نوشته شده در  سی ام مرداد 1386ساعت 1:58 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی  | 

منجی گرائی

از زمانی که افلاطون، مدینه فاضله را بیان نمود، تا قرن‌ها بعد که این اندیشه به صورت «آرمان‌شهر» در آثار فیلسوفان تجلی می‌کند، تصویرهای گوناگونی از این اندیشه مشهود است. تصویر شهرهای آرمانی در آثار اندیش‌مندان، بازتابی از اندیشه‌های بشر محروم و ستم‌کشیده‌ای است که با پروراندن چنان اندیشه‌هایی در ذهن خویش، خود را تسلّی می‌دهد و تلخی‌های حال را به امید رسیدن به خوشی‌های آینده پذیرا می‌شود.[1]

جامعه شناسی جدید، این اندیشه را در مفهوم مذهبی آن، یکی از مکتب‌های اجتماعی می‌داند که بر مبنای نصوص دینی، معتقد است در پایان جهان، نجات‌دهنده‌ای ظهور خواهد کرد و جهانی بی‌‌اندوه و خالی از ستم را خواهد ساخت.

چون قدیمی‌ترین اسناد طرح این مسئله، کتاب‌های آسمانی است، باید تجلی‌های این اندیشه را در مکتب‌های فلسفی و اجتماعی، پوشش‌های ثانوی و مادی این اندیشه دینی و الهی دانست.[2] دل بستن به جهانی روشن و تصویر دورنمایی از مدینه فاضله در ادیان، نه جنبه خیالی دارد (آن‌گونه که در آرمان شهرهای فیلسوفان دیده می‌شود) و نه جنبه فردی (چنان‌که نزد عارفان و زاهدان تجلی می‌یابد). در این‌جا سخن از شهری محدود با دروازه‌های بسته و برج‌های بلند و دیوارهای خاردار نیست، بلکه گفت‌وگو از جهانی پهناور است که سراسر گیتی را فرا می‌گیرد؛ با افقی گسترده و بی‌انتها که در رأس آن، گرداننده‌ای پاک‌سیرت و به دور از بدی‌ها و سستی‌های اخلاقی حاکم است.[3]

آینده در ادیان کاملاً روشن می‌نماید؛ جهان جز به سود ستم‌دیدگان و رنج کشیدگان مؤمن پایان نمی‌پذیرد:

أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ؛[4]

وَ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا .[5]

در ادیان، از آینده‌ای امیدبخش در جامعه‌ای سرشار از عدالت و معنویت گفت‌وگو می‌شود که بر اساس نظامی الهی به رهبری مردی خدایی تشکیل می‌گردد. وی از هوس‌ها و امیال پست فرمان‌روایان ستم‌گر پاک است و با عالم ملکوت پیوندی عمیق دارد. اعضای این جامعه نیز مردمی وارسته و آراسته به زیورهای اخلاقی هستند؛ مردمانی که اطاعت و فرمان‌بری از رهبر الهی خود را عبادت می‌شمارند.

ادیان، حکومت آخرالزمان و منجی را در ارتباط با دستگاه خدایی می‌بینند. از این‌رو، ظهور موعود و تشکیل جامعه مطلوب، تجسم آموزه‌های ادیان و پیامبران و اولیای الهی تلقی می‌شود و پایان‌بخش رنج و درد نوع بشر و برپایی جامعه‌ای پر از عدل و داد و نورانیت و معنویت اعلام می‌گردد.

الف) منجی‌گرایی در مسیحیت
امید بستن به جهانی نورانی که در آن، آدمی به همه خواست‌های خود برسد و از تمامی گناهان پاک و از همه دل‌بستگی‌های مادی رهایی یابد و نیز ایمان به نجات‌دهنده‌ای که برآورده‌کننده این آرزوها باشد، در کتاب مقدس آشکارا دیده می‌شود.

کلیسای اولیه نیز به تبیین رجعت و نجات‌بخشی مسیح، علاقه فراوانی داشت. رسولان منتظر بودند که مسیح در عصر آنان ظهور کند و نسل‌های بعدی نیز همین امید باشکوه را حفظ کردند. این انتظار طاقت‌فرسا تا قرن سوم میلادی به شدت ادامه داشت، ولی از زمان امپراتوری کنستانتین و ایمان آوردن او به مسیحیت و کم شدن سختی‌ها و مصیبت‌های مسیحیان (قرن چهارم میلادی)، بازگشت و ظهور مسیح کم‌کم به فراموشی سپرده شد.

گفتنی است در قرن‌های اخیر، در کلیساها دوباره بر این حقیقت تأکید می‌شود و در مواردی هنوز غفلت‌ها و مخالفت‌هایی وجود دارد، ولی علاقه به این آموزه کتاب مقدس رو به افزایش است. روزانه میلیون‌ها مسیحی دین‌دار این دعا را زمزمه می‌کنند که: «آمین، بیا ای خداوند عیسی».[6]

1. اهمیت این آموزه در مسیحیت
کتاب مقدس، به موضوع نجات و بازگشت دوباره مسیح اهمیت فروانی می‌دهد. رجعت مسیح، در عهد جدید بیش از سی‌صد‌ بار آمده است و چندین باب کامل، به این موضوع اختصاص دارد.[7]

برخی از رساله‌های عهد جدید نیز به این موضوع مربوط است.[8] بنابراین، می‌توان گفت این آموزه از مهم‌ترین آموزه‌های مسیحیت به شمار می‌رود.

هنری تیسن می‌نویسد:
درک صحیح رجعت مسیح، کلید کتاب مقدس می‌باشد. بدون درک صحیح رجعت مسیح، نخواهیم توانست بسیاری از تعالیم و آیین‌های مقدس و وعده‌ها و نمونه‌های کتاب مقدس را درک نماییم. مثلاً این‌که مسیح هم پیامبر، هم کاهن و هم پادشاه است، بدون درک رجعت قابل فهم نیست.

... در آیات زیادی، مسیحیان تشویق شده‌اند که برای بازگشت مسیح آماده باشند و از این حقیقت تسلی پیدا کنند و ضعیفان را برای این حقیقت تقویت نمایند، سختی‌ها را تحمل کنند و اعتماد خود را حفظ نمایند؛ زیرا خداوند به زودی مراجعت خواهد کرد و برای منتظران خود برکت و اجر و پاداش خواهد آورد.[9]

یکم. امید کلیسا
رجعت مسیح، امید بزرگ کلیساست و با انتظار منجی مسیحیت حیات می‌یابد، چنان‌که پطرس می‌گوید:

مبارك باد خدا و پدر خداوند ما، عیسی مسیح که به حسب رحمت عظیم خود، ما را به وساطت برخاستن عیسی مسیح از مردگان، از نو تولید کرد و برای امید زنده.[10]

یوحنا می‌گوید:
ای حبیبان! الان فرزندان خدا هستیم و هنوز ظاهر نشده است، لیکن می‌دانیم که چون او ظاهر شود، مانند او خواهیم بود؛ زیرا او را چنان‌که هست، خواهیم دید و هر کس این امید را بر وی دارد، خود را پاک می‌سازد؛ چنان‌که او پاک است.[11]

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  بیست و نهم مرداد 1386ساعت 1:8 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی  | 

مدعی نیابت امام زمان(عج):
من فریب خورده ضد انقلاب خارجی هستم.

حسین کاظمینی بروجردی که با سوء استفاده از اعتقادات مردم خود را مرتبط با امام زمان معرفی کرده بود پس از دستگیری در دادگاه اعتراف کرد که از سوی یکی از عوامل ضد انقلاب خارج کشور فریب خورده است.

به گزارش سایت مرکز انقلاب اسلامیُ حسین کاظمینی بروجردی مدتی پیش با برنامه ریزی و حمایت تبلیغاتی رسانه های خارج از کشور با ادعای ارتباط با امام زمان، دادن اذکار عجیب به مردم و ادعای حل مشکلات آنان و ادعای رهبری دین سنتی و مکاتبه با سران کشورهای اروپایی و غربی و هم چنین پاپ و مصاحبه با رادیو و رسانه های خارجی سعی در ایجاد آشوب و جنجال و بزرگ نمایی خود داشت .
وی در ادعاهای کاذب خود مدعی شد که نوه آیت الله العظمی بروجردی است در صورتیکه بعد از دستگیری سطح پایین علمی و نسب واقعی اش برملا شد.
اوج فعالیتهای تبلیغاتی کاظمینی بروجردی و همراهانش در مهرماه سال گذشته اتفاق افتاد و به سرعت فروکش کرد. در این حال جرج بوش مدتی پیش در حمایت از به اصطلاح آیت الله کاظمینی بروجردی سخنانی در دفاع از آزادی مذهبی و حقوق فردی ایراد کرد.
سید حسین کاظمینی بروجردی با تبلیغات و چاپ عکس خود در کنار مرقد حضرت امام موسی کاظم علیه السلام و مقبره پدر و پدربزرگش در بروجرد آنها را در روستاها و شهرستانها توزیع می کرد. برای حضور مردم در جلسات سخنرانی اش از پول صدقات اتوبوس تهیه می کرد و به شدت در تلاش برای تشکیل جلسات پرجمعیت تر و شلوغ تر بود.
بروجردی با تکیه بر بیان اغوا کننده خود توانسته بود عده ای از مردم ساده و ناآگاه را در اطراف خود گردآورد. وی مدعی رهبری اسلام سنتی و دین سنتی شده بود. حمایت و رسانه های خارجی و ماهواره ها از وی باعث توهم رهبری و مرجعیت در وی شده بود. در این بین ارتباطات خاص و بعضا مسئله داری که از آن سوی مرزها با وی برقرار می شد باعث شد تا نوعی خود شیفتگی سیاسی و دینی در هدایت یک انقلاب و براندازی جمهوری اسلامی در او ایجاد شود.
او شعرها و دعاها را در آهنگهای مختلف می خواند و با اظهارات عجیب و غریب عناصر غیرمذهبی و ناسالم را در اطراف خود جمع کرده بود. وی از خواندن صحیح قرآن و مفاتیح الجنان عاجز بود.
در فیلم های ویدئویی که خود از خود تهیه نموده اکثرادعیه را هم از لحاظ لفظی و هم از لحاظ معنوی غلط می خواند. از جمله قبل از شروع نماز به خداوند خطاب می کند:« یا من لایغیر ذنبه لا هو» ای کسی که گناهش بخشیده نمی شود الا او که این جمله اگر با اگاهی بود شرک محسوب می شد.وی در جلسات محاکمه انگیزه خود را قدرت طلبی و سوء استفاده از سادگی مردم می داند. وی تاکید می کند وقتی مردم جاهل به من سواری می دهند چرا سوار نشوم ؟
وی در اخرین جلسه دادگاه خود را فریب خورده ضد انقلاب خارجی دانست وتاکید کرد نوری زاده بارها با وی تماس گرفته و وی را تحریک به استقامت کرده و گفته : « اگر مدت کمی مقاومت کنی ناتو به ایران حمله می کند و کار آنها تمام می شود و تو می شوی رهبری دینی » حتی خانمی از رادیو سوئد زنگ زد و ضمن تبریک گفت هیچ روحانی به اندازه تو روی کره زمین معروف نشده است.عجب ادمهائی سر از خاک بیرون می ایند.پناه بر خدا.الهی لا تکلنا الی انفسنا طرفه عین ابدا.

+ نوشته شده در  بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 10:36 قبل از ظهر  توسط سید حسن رحمانی  | 

عاشقان دولت یار در بوانات سر سبز

منتظرين ظهور مهدي (عج) آمادگي خود را براي جشن هاي نيمه شعبان در شهرستان بوانات فارس اعلام کردند.

به گزارش روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي استان فارس: مردم مومن و عاشق اهل بيت شهرستان بوانات فارس بويژه جوانان شيفته ظهور امام زمان (عج) در قالب تشکلها و هيئت ها ي مذهبي در تدارک برگزاري جشن هاي نيمه شعبان بوده و خود را آماده برگزاري مراسم جشن نيمه شعبان با شکوه تر از سال گذشته همزمان با سراسر ميهن اسلامي مي کنند.

اين مراسم با هماهنگي تبليغات اسلامي شهرستان بوانات فارس و با حضور عاشقان آن امام همام برگزار خواهد شد.ما هم در جشن دولت دوست شریکیم .عاشقان عاشقان عیدتان مبارک باد مبارک باد..

+ نوشته شده در  بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط سید حسن رحمانی  | 
: ولادت علمدار کربلا تبریک

چهارم شعبان سالروز ولادت پرچمدار كربلا حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام ماه بني هاشم ، دنياي فضايل و كمالات سردار لشكر اباعبدالله الحسين بر عاشقان صديق آن حضرت مباركباد

پنجم شعبان سالروز ولادت امام سجاد عليه السلام مبارک باد

امید انکه پیرو خوبی باشیم .دوستان عزیز شیرازی وبواناتی در این ایام شرمنده فرمودید .در اینده جبران می کنم .شادون باد.

+ نوشته شده در  بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 10:58 قبل از ظهر  توسط سید حسن رحمانی  | 
سلام عزیزان ورهروان کاروان عشق وخلوص .از اینکه نزدیک به سه هفته از کاروان مناجاتیان وملکوتیان جا مانده بودم جدا  می عذرم!!! وصدافسوس!!! سفر به شیراز و...ولی خوش گذ شت جای همتون خالی<<<<   /حسین(علیه السلام)

سلام بر تو ای نزدیک ترین نام به خدا! 

 سلام بر تو ای سفینه عشق! مدینه را شور حضور تو پر کرده است. شمیم لبخند پنجره ها! فضا را عطرآگین نموده و آسمان، خیره به نورافشانی مُنزل وحی، نام زیبای تو را زمزمه می کند و زمین چه سعادتمند، گهواره حضور تو پیدا شده است. ای رهبر عاشقان و دلدادگان، ای حسین (ع) میلادت گرامی و پاینده باد.

سوم شعبان، ولادت فرخنده مهتر جوانان بهشت و آموزگار شهادت، حضرت حسین بن علی علیه السلام مبارک و خجسته باد.

 
بر ساحل شكوه
 

ماه شعبان از نظر نزول بركات حق همچون ماه رمضان است. از آن سبب، در اين ماه به انجام عبادات و مناجات توصيه اكيد شده است.

از جمله عواملي كه موجب تقدس اين ماه شده، تولد امام حسين(سوم شعبان)، تولد حضرت ابوالفضل(چهارم شعبان)، تولد حضرت سجاد(ع) (پنجم شعبان) و تولد حضرت قائم (عج) در آن است كه به آن قدر و ارزشي چند برابر بخشيده.

التماس دعا همین حالا......... باهم بریم کرببلا.

+ نوشته شده در  بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 1:56 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی  | 
با عرض پوزش طولانی از دوستان .به علت مسافرت به دیار سرسبز شیراز تا اطلاع ثانوی شرمنده شما عزیزانم .التماس دعا..
+ نوشته شده در  سوم مرداد 1386ساعت 2:3 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی  | 
اعتکاف تمرين انقطاع از غير

وجود آدمي، همانند پاره خطي است که از دو سو، تا بي نهايت، قابل امتداد است و انسان مختار، بر سر دو راهي انتخاب، ناگريز از گزينش است. آيا به سوي فلاح برود و يا راه ضلالت را در پيش گيرد؟ در اين ميان، عده اي فلاح را برگزيده و در رسيدن به مقصد، از هيچ کوششي دريغ نمي ورزند. در بيابان، گر به شوق کعبه خواهي زد قدم سرزنشها گر کند خار مغيلان غم مخور
در اين مسير، معتکفان تا بدانجا پيش مي روند که زمزمه زيباي "اِلهي هَب لِي کَمالَ الاِنقِطاعَ اِلَيکَ" به گوش جان مي شنوند. پس خدايا به من کمال انقطاع به سوي خود را هديه کن؛ يعني همان رستگاري واقعي و فلاح حقيقي را. بنابراين اعتکاف و خلوت گزيني در منزل دوست نخستين گام براي رسيدن به اين مقصد بزرگ انساني است .

خلعت اعتکاف

به تن نما، برادرم، خلعت اعتکاف را رسان به کام خويشتن لذت اعتکاف را سه پنج روز زندگي، به راه و رسم بندگي به پا نما، برادرم، همت اعتکاف را اگر که مفت ميخرند؛ دراين زمانه عمر را بيا بخر براي خود، عزت اعتکاف را اگر ضعيف گشته ايي بزير بار زندگي رسان بجان خويشتن، قدرت اعتکاف را زدود و داد در گذر، به حال خود نما نظر گُزين در اين ميانه تو خلوت اعتکاف را تشرف است بي گمان، اجازه اي است درميان اگر دهند دست من قسمت اعتکاف را .
حلقه عشاق
عقده دل وانما ماه رجب مي رسد هلهله کن عاکفا ماه طرب مي رسد حلقه عشاق را کعبه دل آمده کعبه عشاق را عاشق رب مي رسد حيدر کرار بين، صاحب شمشمير دين روح زمان و زمين، شاه عرب مي رسد معتکفا هو بگو، زين همه نيکو بگو حيد کرار روز، زاهد شب مي رسد چهره ز غم بر کنيد، لب به سخن وا کنيد از دل اين قبله گه، مردِ ادب مي رسد رو سوي بطحا نما، چشم دلت را گشا منبر و محراب را، مرد خُطَب مي رسد .التماس دعا.

+ نوشته شده در  سوم مرداد 1386ساعت 11:4 قبل از ظهر  توسط سید حسن رحمانی  | 

بی تو غمگینم

امشب چراغ شبهایم خاموش است . مهتاب شبانه ام به خواب رفته  . آسمان بی ستاره ام ابری است و چشمۀ چشمانم پر از اشک دلتنگی است . در کوچه باغ بی کسی ام باز دلتنگ توام  ، دلتنگ یک پرندۀ مهاجر ،  بیا . می دانم که خواهی آمد ، از پشت ثانیه های به بلوغ رسیدۀ دعا و از بطن لحظه های ترک خورده انتظار . در هوای دل ها جاری خواهی شد و خواهی آمد تا ستاره ای شوی بر شب های بی کسی .
مهدی جان !
تو امید همه انتظارهای این عاشق در طول زمانی . قرن هاست در شب های جمعه با دعای کمیل ، فانوس جاده هایی را روشن می کنیم که می دانیم تو از آن خواهی گذشت و هر صبح جمعه با دعای پر سوز ندبه ، زجر پنهان چشم هایمان را بر سکوت جادۀ بی عبورت هدیه می دهیم و باز منتظر می شویم تا وقتی که تو سر انجام حضورت را به درازای شب یلدا تفسیر کنی .

+ نوشته شده در  یکم مرداد 1386ساعت 8:13 قبل از ظهر  توسط سید حسن رحمانی  |