|
از عرفان ظاهری تا عرفان واقعی عرفان شناسی تطبیقی اگر چه پیشینه تاریخی نسبتاً مقبول و موجهی دارد، لكن آنچنان روشمند و كارآمد و در عین حال مرسوم نبوده است، تا شاهد آثار وجودی گران سنگ عارفان بزرگ و پژوهشگران عرفانی در این زمینه ها باشیم؛ با این وجود در كتب و آثار محققین هر از چند گاهی بین مسائل عرفانی در حوزه نظر و در حوزه عمل بحثهای وافر و وافی صورت پذیرفته است. به طور كلی ادیان شناسی تطبیقی در نیمة دوم قرن نوزدهم میلادی، در غرب رایج شد و در گذر زمان تعمیق و توسعه پیدا كرده است، مستشرقین آلمانی، فرانسوی و حتی انگلیسی نیز در صدد مقایسه عرفانهای ادیان و مكاتب برخاستند، لكن چون به همة منابع اصیل دسترسی نداشته و با مبادی و مبانی عرفانها بخصوص عرفانهای وحیانی آشنایی عمیق نداشتند، لذا مباحث ابتر و ناقص باقی ماند؛ تا در نیمة دوم قرن بیستم بزرگانی در این حوزه ظهور پیدا كردند، مانند «هانری كربن» فرانسوی كه زانوی شاگردی به محضر امثال علامه طباطبایی(رض) زد و «ایزوتسو» فلیسوف و عارف بزرگ ژاپنی كه از استاد جلال الدین آشتیانی محقق و مدقق حكمت و عرفان بهره برد و یا «آن ماری شیمل» كه در عرفان پژوهی و حتی بحثهای تطبیقی گامهای قابل توجهی برداشتند. بگونهای كه عرفان اسلامی بخصوص عرفان شیعی كه در ذهن و زبان، غربیها، مستشرقین و حتی محققین شرق محجور مانده بود، توانست حیاتی دوباره بیابد و در حد خود تحولی نوین در این عرصه ایجاد نماید. با این وجود در دنیای پیشرفته غرب با تكنولوژی مدرن اطلاع رسانی، هنوز بسیاری از معارف و آمیزه های بلند و توانمند و سازندة معرفتی ادارك نشده است، شگفت انگیز تر اینكه در تحقیقات آكادمیك نیز چنین میباشد و پژوهشهای انجام گرفته، تنها پدیدار شناسانه و تاریخی است، لذا عمق و اساس مسائل و غایات عرفانی روشن نشده است، چه برسد به اینكه ریشه یابی درونی و بیرونی شده باشد.
بنابر این با توجه به ضعف وخلل جدی در عرفان تطبیقی لازم دانسته شد سلسله مقالاتی به عرفان شناسی تطبیقی آنهم محتوایی و درونی نه تاریخی، پرداخته شود. در این راستا عرفان اصیل اسلامی مورد بررسی مقایسه ای با عرفانهای هندویی، یهودی، مسیحی، سكولار و لیبرال نوین قرار می گیرد. تا افقی جدید در این عرصه گشوده شود و به برخی پرسشها و شبهات نسل جدید پاسخهای كافی و لازم داده شود تا سرفصل جدیدی برای اصحاب اهل فن و تحقیق قرار گیرد؛ البته قطعاً این مقالات نواقص و خلاءهای فراوانی دارند، لكن امید آن است كه دستمایة حلقههای پژوهشی، دانشجویان و استادان عزیز و عظیمالقدر چنین عرصههایی باشد. البته در زمان حاضر تلاشهای بی شائبه بزرگانی از حوزه مثل علامه طباطبایی(رض)، محمدرضا حكیمی و از دانشگاه عبدالحسین زرین كوب و جلال الدین همایی و … كه پیش زمینه های بسیار مفیدی را فراهم ساختند و بررسی های تاریخی و حتی محتوایی ارجمندی را فرا روی دانش پژوهان عرفان نهاده اند. قبل از ورود به بحث ذكر دو نكته لازم است: اول، روش ما بررسی مقارنه ای برخی مؤلفه ها و شاخص های عرفانی می باشد از قبیل: توحید، انسان كامل (ولایت)، مقام و موقعیت سلوكی انسانها و زبان عرفانی می باشد البته با بررسی مطلوب و جامع فاصله دارد، بلكه فقط نقبی و نقدی بر بعضی و راهكارهای عملی سیر و سلوكی زده می شود، تا زمینه برای آسیب شناسی سلوكی و هدف شناسی عرفانی فراهم گردد و دریابیم كه «راه چنان روید كه راهروان رفتند» یعنی تنها عرفان اصیل اسلامی یا عرفان ناب با شریعت محور، توان رساندن انسان به سرور و سعادت حقیقی را دارد و نداها و خواسته های فطری را در كمال شناسی و كمالیابی پاسخگو می باشد. بنابراین در عرفان تطبیقی، مؤلفههای ساختاری، شاخص ها، روشها و غایت مورد توجه قرار میگیرند و همة وجوه عرفانی مورد نظر نیست. چه اینكه محور اساسی تطبیق، شناخت عناصر اصلی تكوین، تكامل عرفانها، ماهیت شناسی و دریافت نقاط قوت و ضعف هر كدام خواهد بود.
دوم، عرفان مورد نظر در این نوشتار، عرفان به معنای اعم است، به عبارت دیگر عرفان در نخستین كاربرد اصطلاحی خویش همراه با كلمة «تصوف» به معنای شاخه ای از شاخه های معرفت بشری است كه بر ذوق، اشراق، كشف حقیقت و پایه های درونی و سلوكی تكیه و تأكید میورزد و «قسیم» معرفتهای علمی، فلسفی، هنری، فقهی و … میباشد؛ بنابراین عرفان، علم به مبدأ اعلی از راه اسماء، صفات الهی، شناخت ویژگیهای مبدأ و معاد، از طرق سیر و سلوك میباشد كه در دو حوزة نظری علمی یا عرفان اصولی و سلوكی عملی یا عرفان وصولی متبلور شده است بدین جهت برخی جنبه های اجتماعی آن را «تصوف» نامیدهاند. اما عرفان در یك نگاه كاربردی تر و در عین حال بسیار ژرف و شگرف به معنای «معنویت خواهی» و «وجهة توحیدی و الهی» تحول یافته كه در حوزة عرفان و تصوف رسمی محدود نمیگردد و حتی قسیم دیگر انواع و شاخه های معرفت بشری نیز نخواهد بود، بلكه مفهومی گسترده داشته و همة ساحتهای دانش و بینش الهی و بشری را نیز شامل میگردد كه در فطرت و سرشت آدمیان هم ریشه دارد، اگر این نگاه و رویكرد عرفانی منظور قرار گیرد، نقد ایجابی و سلبی یا آرایشی و پیرایشی عرفانهای الهی و بشری بهتر و جامع تر صورت خواهد پذیرفت كه همان هدف اولی و اصلی در نگارش این مقاله خواهد بود.
+ نوشته شده در بیست و ششم خرداد 1387ساعت 10:46 قبل از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
سفیانی کیست؟
از جمله نشانه های ظهور امام زمان (عج) خروج «سفیانی» است. (همانگونه که خود آن حضرت بیان فرمودند). در اینجا به مهدی باوران و مهدی یاوران اثری نفیس درباره "دجال" معرفی میـنمایم: کتاب حاضر که در 240 صفحه منتشر شده است، از یک مقدمه و صد سوال و جواب در مورد دجال و آنچه در منابع شیعی در مورد او آمده، تشکیل شده است.
+ نوشته شده در بیستم خرداد 1387ساعت 3:19 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
به نام رب جلیل سلام یا زهرای مرضیه سلام الله علیها
نام فاطمه(س) القاب آن حضرت صديقه، راضيه، مرضيه، زهرا، بتول، عذرا، مباركه، طاهره، زكيه و محدثه .. كنيهُ آن حضرت ام ابيها(مادر پدر) است حضرت زهرا(س) در سال يازدهم هجری به دست گردانندگان سقيفهُ بنى ساعده شهيد شدند زائرانت را تماشا می کنی؟ هرچه بی تابی ست ما آورده ایم هرچه میپرسیم زهرامان کجاست؟ ای مدینه کی زبان وا می کنی؟ زان وصیت نامهُ تو بر علی(ع) کار تو تنها برای سوز نیست از همان روزی که احمد پر گشود از همان وقتی غدیر بی یار شد غربت تو فاطمه(س) آغاز شد مکر آمد با نفاق پیوسته شد بغض کردی خشم کردی تا ابد پس سندهای قوی را ساختی یک سند از محکمی همچون فدک قبر مخفی تو یعنی یک سند قبر مخفی تو یعنی یک جهاد قبر مخفی تو یعنی که غضب قبر مخفی تو ما را مشعلی ست فاطمه، فاطمه است زیرا كه از شر بريده و جدا است. التماس دعا در ایام فاطمیه ثانی
+ نوشته شده در یازدهم خرداد 1387ساعت 11:38 قبل از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
|
ما ز دریائیم و دریا می رویم
ما ز بالائیم و بالامی رویم
|