|
با توجه به معانی ای که از واژه دکترین در فرهنگ مسیحی- غربی وجود دارد، می بایست بر نقش آموزه های دینی در معنای این واژه تأکید کرد. ریشه این لغت نیز به معنای دستورالعمل و راهنماست. با چنین محتوایی، واژه دکترین در زندگی غیر دینی نیز رواج یافته است. واژه دکترین در عرصه سیاسی ـ اجتماعی بیش تر دیدگاه های اعلامی و سیاست های رهبران سیاسی را بیان می کند.
در صورتی که در سنّت اسلامی از دکترین مهدویت می بایست آن را در سیاق دینی همانند سنت مسیحی به کار رود. از این رو، دکترین مهدویت شامل آموزه های اسلامی در باره منجی موعود و زندگی در مدینه فاضله اسلامی خواهد بود. طبیعی است با توجه به ویژگی کلان آموزه مهدویت اسلامی، ابعاد مختلفی از آن را می توان استخراج و تبیین نمود. یکی از ابعاد مهم آموزه مهدویت.... ............. ![]() ![]()
برای ظهور دولت حق دعا کنیم.
+ نوشته شده در هشتم تیر 1388ساعت 7:12 قبل از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
با تولد بهار انتظار به پایان مىرسد. رنگ ماتم از چهره شهر زدوده مىشود. غم جاى خود را به شادى مىدهد و شكوفههاى سفید بر قلبها شكوفا مىشود.بهار، هميشه با تحفهِ سرسبزي و شادابي و نشاط همراه است. بنابراين، طبيعت و تمام موجوداتبه بهار عشق ميورزند. بررسي روايات نشان ميدهد، ترسيمي كه از امام مهدي عج الله تعالی فرجه الشریف و دستاوردهاي آنمصلح کل، صورت گرفته است؛ مملو از جلوههاي بهاري است. حتي ، از امام علیه السلام، به عنوان بهار نام برده شده است.بهار، پيام آور رويش و شادي است و امام زمان (عج) بهار آشناي دل ها و سبزي روزگاران است. عصر ظهور سرشار از جلوه هاي بهاري است. «السلام علي ربيع الانام و نضرة الايام» سلام بر بهار مردم، خرّمي دوران پس همي گويند هر نقش و نگار سلام بر مهدی منتظر وبر عاشقان منتظر
+ نوشته شده در بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 8:17 قبل از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
سوشیانت
در هزراه سوم ظهور خواهد کرد و .... اینک مائیم و انتظار... .
+ نوشته شده در یکم اردیبهشت 1388ساعت 4:21 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
نجات بخش تقریبا فصل مشترک تمامی ادیان یکتاپرستانه است. فصل مشترک باورها جلوه گاه این عقیده در میان هندیان و برهمائیان قابل توجه است در کتاب "وشن جوک" از کتب هندوها آمده است که: "سرانجام دنیا به کسی برگردد که خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او فرخنده و خجسته باشد" . در کتاب دیگری بنام "دیده" آمده است : "پس از خرابی دنیا پادشاهی در آخر زمان پیدا شود که پیشوای خلایق باشد و تمام عالم بگیرد وبه آئین خود آورد" .
+ نوشته شده در نوزدهم اسفند 1387ساعت 9:48 قبل از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|
آرمگدون
|
|
| تفاوت اعتقاد شیعه و سنی درباره امام عصر(عج الله تعالی فرجه الشریف) |
| اهل سنت در اکثر اعتقادات مهدوی با شیعیان هم عقیده هستند و تنها اختلافشان درباره سال تولد و مسئله غیبت حضرت حجت است. |
|
برخی تصور می کنند که اعتقاد به مهدی منتظر، ویژه شیعیان است؛ در حالی که اصل این عقیده از نظر اهل سنت با شیعه همسان بوده و بین این دو فرقه از حیث بشارت های پیامبر (ص) راجع به ظهور آن حضرت و مأموریت جهانی وی و درباره شخصیت برجسته و مقدس آن بزرگوار و حتی نشانه های ظهور و ویژگی های انقلاب او تفاوتی وجود ندارد. تنها فرقی که در این مورد وجود دارد این است که ما شیعیان او را امام دوازدهم به نام محمد بن حسن عسکری (ع) و متولد به سال 255 هجری می دانیم و بر این عقیده هستیم که خداوند عمر او را همچون عمر خضر (ع) طولانی نموده و او اکنون زنده و غایب است، تا خداوند هر زمان اراده فرماید ظهور خواهد کرد. این در حالی است که اغلب دانشمندان اهل سنت می گویند هنوز متولد نشده و غایب نیست، بلکه به زودی متولد خواهد شد و به آنچه پیامبر (ص) بشارت داده جامه عمل می پوشاند و عده کمی از آنان در مورد ولادت و غیبت او با ما هم عقیده اند. اصالت اعتقاد به حضرت مهدی (عج) از دیدگاه اهل سنت از آنجا روشن می گردد که روایات فراوانی در منابع و اصول روائی و اعتقادی آنها و نیز فتاوا و آرای دانشمندان و تاریخ علمی و سیاسی آن در خلال نسل های گذشته وجود دارد که که گواه براین عقیده است. بنابراین حرکت هایی که از سوی مدعیان مهدویت در جوامع اسلامی اهل سنت رخ داد مانند جنبش مهدی سودانی در قرن گذشته و حرکتی که در آغاز این قرن در حرم مکه اتفاق افتاد و جنبش هایی که اندیشه های مهدویت را به شکل آشکاری نشان می داد، مانند «جنبش جهاد و هجرت» در مصر و حرکت های مشابه آن، که در اثر به وجود آمدن خلاء فکری و یا تحت تأثیر تفکرات شیعی، درباره حضرت مهدی (عج) آنگونه که برخی تصور می کنند، پدید نیامد. شمار راویان احادیث مربوط به حضرت مهدی (عج) از صحابه و تابعین اهل سنت، کمتر از راویان شیعه نیست؛ همچنین است اشخاصی از آنان که روایات یاد شده را در اصول و مجموعه ای احادیث، تدوین نموده و کسانی که دارای تألیفات ویژه ای در این زمینه می باشند. |
متن مصاحبه یکی از یهودیان مقیم تهران
ویژگیهای اندیشه موعود در دین یهود و تفاوت آن با سایر ادیان چیست؟ اين مسلم است كه اصل انديشه منجي و موعود باوري در اكثر اديان وجود دارد. اما تفاوت عمده اي در يهود نسبت به ساير اديان وجود دارد. آن تفاوت این است كه تقريبا هيچ ديني وابستگي تاريخي و مكاني به نقطه خاصي ندارد . اديان ديگر مثل اسلام ، مسيحيت و زرتشت و.....آزادانه در فضاي زماني و مكاني جهان پيش مي روند ولي دين يهود يك خصوصيتي دارد كه تقريبا در هيچ دين ديگري نيست و آن وابستگي زماني و مكاني است. اين دين از لحاظ مكاني به شدت به سرزمین اسرائيل و بيت المقدس وابسته است و از لحاظ زماني هم به همان دوران حضور در اسرائيل و حكومت در آن وابسته است. در ساير اديان اينگونه نيست كه آنها چيزي را از دست داده باشند كه نياز به بازگشت به آن داشته باشند، شما به عنوان يك فرد مسلمان در هر نقطه اي از جهان كه باشيد پيش مي رويد ولي يهود خودش را در تبعيد مي داند. تبعيدي دو هزارساله كه در اين دو هزارسال هر روز سه بار دعا مي كند كه به آن دوران طلایی برگردد. اين مساله نقطه اصلي اعتقادات يهود است . يهود اگر همه شرعيات را هم كنار بگذارد اين باور را نمي تواند كنار بگذارد. ريشه اميد به آمدن یک منجي كه آن دوران را بازسازي كند، با اصل يهوديت عجين شده است و يهودي كه به اين اصل معتقد نباشد يهودي نيست. از اين روست كه ايمان به ماشيح يا حداقل در نظر داشتن ماشيح يك عنصر يهوديست.
مطابق آموزههای یهود ماشیح به هنگام ظهور چه برخوردی با پیروان سایر ادیان خواهد داشت؟ دوران ظهور ماشیح با آزادي هاي مذهبي همراه است یا يا مبارزه وجنگ؟
در اين باره عقايد مختلف است چون همانطور كه قبلا گفتم در هر جايي كه متن دين صريح نباشد تفاوت در تفسير هست . برخي بر اساس متني كه در تلمود هم هست كه "خوشا به حال چشمي كه آن دوران را مي بيند و بدا به حال آن كسي كه آن دوران را مي بيند" معتقدند كه آن زمان هم آنقدر قضايا فجيع است که شاهد آن زنج می کشد و هم آنقدر بعدش خوب مي شود كه براي كسي كه آن دوران را ميبيند چنين تعبيري شده است. اينها معتقدند كه ظهور ماشيح با بروز جنگهاي سخت جهاني همراه خواهد بود و سپس ماشيح خواهد آمد و خون و خونريزي را لازمه آمدن آن دوران مي دانند. و برخي لازمه ظهور را ظلم فراگير مي دانند و حتي مي گويند چون قرار است ظهور ماشيح از طريق توبه يهود صورت بگيرد ، اگر مردم يهود خودشان توبه نكنند، خداوند آنها را مجبور به توبه خواهد كرد و اين امر با گماردن يك حاكم ستمگر بر آنها خواهد بود. اين يك نوع از ديدگاههاست و در مقابل برخي اين نوع باورها را خلاف عقل ميدانند و مي گويند اگر ما قرار است به يك نقطه روشني برسيم چه لزومي دارد كه براي اين رسيدن حتما فضا را تاريك كنيم. آنچه عقلاني است، اين است كه ما ذره ذره و كم كم روشن و روشن تر شويم تا به آن نقطه نهايي نور برسيم. در مورد شخص ماشيح هم اشاره شد كه نظر افراطي بر اين است كه شخص ماشيح يهودي است و براي قوم يهود مي آيد و هدف اوليه او بني اسرائيل و قوم يهود و اورشليم است و بقيه مردم هم وقتي اين واقعيت را مي بينند ايمان مي آورند حال اين ايمان از نوع ايمان يهودي است يا از نوع ايمان موحدانه است. ولي آنچه كه بيشتر مورد قبول است اين است كه در آن روز همه مردم خداوند را يكسان مي پرستند و حتي طبق كتاب مقدس، حتي در پرستش خدا اختلاف اسمي هم ندارند و همه خدا را با يك نام مي پرستند.
پس در تمام ادیان و مکاتب اعتقاد به موعود .منجی وجود دارد.
مهدويت در ملل اقوام![]()
نظري كوتاه بر افكار ملل مختلف جهان
اعتقاد به ظهور مصلح جهاني در پايان دنيا كه اعتقادي بس ديرينه و ريشه دار است نه تنها از اشتياق و ميل دروني هر انساني نشأت مي گيرد، بلكه زاييده نويد هاي پيامبران الهي در طول تاريخ بشريت به مردم آزادي خواه جهان است.
1- ايرانيان باستان معتقد بودند كه ((گرزاسپه)) قهرمان تاريخي آنان زنده است ودر كابل خوابيده و صد هزار فرشته از اونگهداري مي كنند تا روزي كه بيدار شود و جهان را اصلاح نمايد.
2- گروهي ديگر از ايرانيان عقيده داشتند كه كيخسرو پس ازتنظيم كشور واستوار ساختن شالوده فرمانروايي ديهيم پادشاهي به فرزند خود داد و به كوهستان رفت و در آن جا آرميده تا روزي ظاهر شود و اهريمنان را از جهان براند.
3- نژاد اسلاو بر اين عقيده بودند كه از مشرق زمين يك نفر بر خيزد و تمام قبايل اسلاو را متحد سازد و آنها را بر دنيا مسلط گرداند.
4- نژاد ژرمن معتقد بودند كه يك نفر فاتح از طوايف آنان قيام نمايد و ژرمن را بر دنيا حاكم گرداند.
5- اهالي صربستان انتظار ظهور(( ماركو كراليويچ )) را داشتند.
6- برهمائيان در آخر زمان ((ويشنو)) ظهور مي نمايد و بر اسب سفيدي سوار مي شود و شمشير آتشين بر دست گرفته و مخالفين را خواهد كشت و تمام دنيا برهمن گردد و به اين سعادت برسد.
7- ساكنان جزاير انگلستان از چندين قرن پيش منتظرند كه ((آرتور)) روزي از جزيره آوالون ظهور كند و نژاد ساكسون را بر دنيا پيروز كند و خوشبختي جهان نصيب آن ها گردد.
8- اقوام اروپاي مركزي در انتظار ظهور((لوخص)) هستند.
9- اقوام آمريكاي مركزي معتقدندكه ((كوتزلكوتل)) نجات بخش جهان پس از بروز حوادثي درجهان غالب مي شود.
10- چيني ها معتقدند كه ((كريشنا)) ظهور كرده و جهان را نجات مي دهد.
11- زرتشتي ها معتقدند كه ((سو شيانس نجات دهنده بزرگ جهان)) دين را در جهان رواج داده، فقر و تنگدستي را ريشه كن مي سازد. ايزدان را از دست اهريمن نجات مي دهد ومردم جهان را همفكر وهم گفتار وهم كردارميگرداند
12- قبايل ((اي پوور)) معتقدند روزي خواهد رسيد كه در دنيا ديگر نبردي بروز نكند و آن به سبب پادشاهي دادگر در پايان جهان است.
13- گروهي از مصريان كه در حدود سه هزار سال پيش از ميلاد در شهر ممفيس زندگي مي كردند، معتقد بودند كه پادشاهي در آخرالزمان با نيروي غيبي بر جهان مسلط شده، اختلافات بين طبقات اجتماعي را از بين مي برد و مردم را به آرامش و امنيت مي رساند.
14- گروهي ديگر از مصريان باستان معتقد بودند كه فرستاده خدا در آخرالزمان دركنار خانه خدا پديدار گشته جهان را تسخير مي كند.
15- يونانيان مي گويند ((گالويبرگ)) نجات دهنده بزرگ ظهور خواهد كرد و جهان را نجات خواهد داد.
16- يهوديان معتقدند كه در آخرالزمان ((ماشيع، مهدي بزرگ)) ظهور مي كند واو را از اولاد حضرت اسحاق مي پندارند در صورتي كه تورات او را صريحأ از اولاد حضرت اسماعيل مي داند.
17- نصارا نيز به وجود حضرت اعتقاد دارند و مي گويند او در آخر الزمان ظهور خواهد كرد و بر عالم چيره خواهد شد.(او خواهد آمد. داوود الهامي و علي اكبر مهدي پور. دارالتبليغ اسلامي)
اين مطالب هرچند با اوصاف و خصوصيات حضرت مهدي (عج)از ديدگاه دين اسلام مطابقت ندارد،اما نشانگر اين واقعيت است كه از زمان هاي دور نسل بشرمنتظر يك مصلح جهاني و كامل هستند.
بیا ای گل نرگس!!!! بیا که سخت در انتظار روئیت توایم![]()
از شهرک ولی عصر بخاطر لطفشلن ممنونم گل باشید![]()
![]()
![]()
مهدويت در يهود
يهوديان معتقدند كه در آخر الزمان منجي و رهاننده اي به نام "ماشيح" ظهور خواهد كرد كه او را از نسل حضرت داوود ـ علي نبينا و آله و عليه السلام ـ مي شمارند. لازم به تذكر است كه موعود مسلمانان، حضرت مهدي ـ عليهالسلام ـ نيز از طرف مادرشان به حضرت داوود ـ علي نبينا و آله و عليه السلام ـ مي رسند! زبور در زبور حضرت داوود ـ علي نبينا و آله و عليه السلام ـ كه تحت عنوان " مزامير " در كتاب عهد عتيق آمده است، نويدهايي در مورد ظهور حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ داده شده است. تا جايي كه مي توان گفت ، در هر بخش زبور اشاره اي به ظهور آن حضرت و نويدي از پيروزي صالحان بر شريران، و تشكيل حكومت واحد جهاني و تبديل اديان و مذاهب مختلف به يك دين محكم و آيين مستقيم موجود است. جالب توجه اينكه مطالبي كه قرآن كريم پيرامون ظهور حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ از زبور نقل كرده، در زبور فعلي عيناً موجود است، و از تحريف مصون مانده است. قرآن كريم چنين مي فرمايد: " و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون ." " همانا بعد از ذكر در زبور نوشتيم: زمين به صالحان به ارث خواهد رسيد. " طبق روايات متواتر اسلامي، اين آيه مربوط به ظهور حضرت مهدي ـ عليهالسلام ـ مي باشد.
1 ـ " … زيرا شريران منقطع خواهند شد، و اما منتظران خداوند، وارث زمين خواهند شد. هان بعد از اندك زماني شرير نخواهد بود، در مكانش تأمل خواهي كرد و نخواهد بود. و اما حليمان وارث زمين خواهند شد … زيرا كه بازوان شرير شكسته خواهد شد و اما صالحان را خداوند تأييد مي كند، خداوند روزهاي كاملان را مي داند و ميراث آنها خواهد بود تا ابدالآباد. "
2 ـ " … قومها را به انصاف داوري خواهد كرد. آسمان شادي كند و زمين مسرور گردد … صحرا و هرچه در آن است به وجد آيد. آنگاه تمام درختان جنگل ترنم خواهند نمود، به حضور خداوند، زيرا كه مي آيد. زيرا كه براي داوري جهان مي آيد. ربع مسكون را به انصاف داوري خواهد كرد و قومها را به امانت خود. " تورات در سفر پيدايش چنين مي خوانيم: " نام تو ابراهيم خواهد بود … اما در خصوص اسماعيل تو را اجابت فرمودم ، اينك او را بركت داده بارور گردانم، و او را بسيار كثير گردانم، دوازده رئيس از وي پديد آيند و امتي عظيم از وي بوجود آورم … از ابراهيم امتي بزرگ و زورآور پديد خواهد آمد و جمع امتهاي جهان از او بركت خواهند يافت. " نکته: از نسل حضرت اسماعيل ـ علي نبينا و آله و عليه السلام ـ تنها يک پيامبر يعني وجود مقدس پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ به رسالت برگزيده شدند. به علاوه تمامي جانشينان آن حضرت نيز از نسل حضرت اسماعيل ـ علي نبينا و آله و عليه السلام ـ مي باشند.
3 ـ " نهالي از تن ه " يسي " بيرون آمده، شاخه اي از ريشه هايش قد خواهد كشيد و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت … مسكينان را به عدالت داوري خواهد كرد و به جهت مظلومان، زمين را به راستي حكم خواهد نمود … گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد و گوساله و شير پرواري با هم و طفل كوچك آنها را خواهد راند … و در تمامي كوه مقدس من، ضرر و فسادي نخواهند كرد. زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهايي كه دريا را مي پوشاند ." " يسي " (در بعضي نسخ " يشي " آمده است) به معني " قوي " نام پدر حضرت داوود ـ علي نبينا و آله و عليه السلام ـ است و چنانكه ذكر شد موعود ما حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ از طرف مادر به او مي رسند .
4 ـ " … و بسياري از آناني كه در خاك زمين خوابيده اند، بيدار خواهند شد … و آنان كه بسياري را به عدالت رهبري مي نمايند مانند ستارگان خواهند بود تا ابدالآباد. اما تو اي دانيال كلام را مخفي دار و كتاب را تا آن زمان مهر كن … خوشا به حال آنان كه انتظار كشند. "
5 ـ " اگرچه تأخير نمايد، برايش منتظر باش، زيرا كه البته خواهد آمد و درنگ نخواهد كرد … بلكه جميع امتها را در نزد خود جمع مي كند و تمامي قومها را براي خويشتن فراهم مي آورد ."
6 ـ " … و در ايام آخر واقع خواهد شد … جميع امتها به سوي او روان خواهند شد … او امتها را داوري خواهد نمود … امتي بر امتي شمشير نخواهد كشيد و بار ديگر جنگ را نخواهند افرو خت. "
7 ـ " … آنگاه انصاف در بيابان ساكن خواهد شد، و عدالت در بوستان مقيم خواهد گرديد، و عمل عدالت ، سلامتي و نتيجه عدالت ، آرامي و اطمينان خواهد بود تا ا ب دالآباد و قوم من در مسكن سلامتي و در مساكن مطمئن و در منزلهاي آرامي ساكن خواهند شد. " براي توضيح بيشتر مي توان در " عهد عتيق " به كتابهاي اشعيا نبي (فصل 1 و 45) ، ذكريا نبي (فصل 14) ، صفنياء نبي (فصل 3) ، سليمان نبي (فصل 2) ، حجي نبي (فصل 2) ، اول سموئيل (فصل 2) ، دوم سموئيل (ف ص ل 12 و 23) و حزقيال نبي (فصل 21) مراجعه نمود.
مردم دنيا به دو دسته تقسيم مى شوند: يك دسته مانند حيوانات اند; از مبدإ و مقصد خلقت خويش بى خبرند و به آن كارى ندارند.
خور و خواب و خشم و شهوت, شغب است و جهل و ظلمت
حيوان خبر ندارد ز روان آدميت(5)
دسته ى ديگر, مومنان اند كه به خالق جهان هستى و روز واپسين ايمان دارند. اين ها از پيروان اديان آسمانى اند; يهود و نصارا و تمام پيروان اديان آسمانى, با ما مسلمانان در اين عقيده كه در پايان اين دنيا, حكومت عادله اى برپا خواهد شد, شريك اند. مسيحيان, فرمان رواى اين حكومت عادلانه را عيسى بن مريم8 مى دانند كه سبب آن, تحريف كتاب هاى آسمانى آن هاست.بشارت هاى آمدن پيامبر خاتم(ص) و ... را آن گونه كه خواسته اند, تغيير داده اند. قرآن كريم نيز اين مطلب را بيان كرده است: (... يحرفون الكلم ...)(6), (... يكتمون مآ إنزلنا ...)(7).
اما مسلمانان روايات پيامبر خاتم(ص) را در اختيار دارند و فرمان رواى آخرالزمان را امام مهدى(عج) مى دانند. بهر حال تمام ادیان الهی در این امر مشترکند که مصلحی خواهد امد وجهان را پر از عدل وداد خواهد نمود مصلح و اصلاحگر واقعی حضرت مهدی (عج الله ) یوسف زهرا است بیائید در امدنش تعجیل کنیم یعنی زمینه ظهورش را فراهم نمائیم
.
تقدیم به عاشقان منجی دلها! ![]()
![]()
![]()
سلام بر مهدی دلها
عجب هوائی داره امشب ،
ای اونائی که امشب جمکرانی هستید! دعا یادتون نره !!!خدایا به منم امشب یه جمکردن بده ! اگه توفیق داد شما رو بله شما رو هم فراموش نمی کنم.مهدوی جمکرونی باشید/الهی امین یا رب العالمین![]()
![]()

موعود گرائی
تمامي اديان الهي در پارهاي از مسائل با يكديگر اشتراك دارند كه از جمله آن اشتراكات اعتقاد به وجود مصلح آخر الزمان ميباشد در اين ميان آئين يهود نيز كه در ابتداي ظهورش از سوي خداي تعالي توسط حضرت موسي براي بني اسرائيل آورده شد به مسئله منجي موعود توجه نموده است. با يك نگاه اجمالي به متون ديني يهوديان همچون تورات و تلمود، به دهها آيه بر ميخوريم كه به آمدن مصلح تصريح نموده است كه به پارهاي از آنها اشاره خواهيم نمود.
مصلح آخر الزمان در آئين يهود كيست؟
به اعتقاد تمامي انديشمندان يهود مصلح آخر الزمان انساني است همانند ديگر انسانها كه داراي جلوه، و قدرت الهي است و جهان را با نور خويش كه جلوهاي از نور خداست روشن خواهد نمود.[1] منجي موعود در آيين يهود با نامهاي متعدّد از جمله: ماشيح (مسيح)[2]، داوود[3] و فرزند داوود[4] ياد شده است.
علائم ظهور منجي موعود در آئين يهود
مسئله منجي موعود در آئين يهود تا آنجا مورد توجّه قرار گرفته است كه حتي به علائم ظهور اين منجي موعود اشاراتي شده است از جمله اين كه:
((در دورهاي كه ماشيح فرزند داوود ظهور ميكند جوانان به پيران بي احترامي كرده و آنها را خجالت خواهند داد. فرزند از پدر خود حيا نميكند. محل تحصيل و مطالعه به اماكن فساد مبدّل شده؛ دانش دبيران فاسد خواهد گشت و كساني كه از خطا كردن بترسند منفور خواهند بود.[5] دستها به خون و انگشتها به شرارت آلوده است. انصاف از آدميان دور شده و عدالت با آنان فاصله گرفته است. گناهان فزوني گرفته و خطاها بسيار شده است و عليه آنان گواهي ميدهد)).[6]
در مورد زمان ظهور منجي موعود نيز بايد گفت: كوشش براي محاسبه و يافتن زمان ظهور ماشيح از طرف اكثريت دانشمندان يهود به شدّت تقبيح شده است. زيرا اين محاسبات و پيشگوئيها اميدهايي در دل مردم پديد ميآورد كه بعداً به حقيقت نپيوسته باعِث يأس و محروميت ميشود. از اين رو چنين اخطار شديدي داريم: ((لعنت بر كساني باد كه تاريخ پايان ذلّت اسرائيل و ظهور ماشيح را محاسبه ميكنند)).[7]
نظريه دوم در اين رابطه تعيين اجمالي زمان ظهور ماشيح است كه بنا به قولي در ماه تيشري و بنا به قول ديگري در ماه نيسان ظهور خواهد كرد.[8]
و نظريه سوم در اين رابطه اين است كه زمان ظهور ماشيح بنابر كردار مردم تغيير خواهد كرد. اين نظريه از اين آيه استنباط شده است: ((من خداوند در وقت خودش آن را تسريع خواهم كرد))[9] كه بدين گونه تفسير شده است: اگر ملت اسرائيل، استحقاق آن را داشته باشد نجات ايشان را تسريع خواهم كرد و اگر استحقاق نداشته باشد، در وقت خودش آنها را نجات خواهم داد.[10]
در پارهاي موارد ظهور منجي و نجات مردم را متوقف به توبة مردم و انجام اعمال نيك معرّفي كرده است؛ چنانكه آمده است: ((ظهور او فقط بسته به توبة مردم و اعمال نيكي است كه انجام دهند)).[11]
و در جاي ديگر چنين آمده است: ((اگر ملّت اسرائيل فقط يك روز توبه كند بلافاصله (ماشيح) فرزند داوود خواهد آمد)).[12]
توجه به انتظار منجي موعود در آيين يهود
يكي ديگر اَز مسائل مورد توجّه در آيين يهود مسئله انتظار منجي موعود است. به عنوان مثال در جايي از كتاب مقدّس با اشاره به اينكه هميشه و در هر لحظه بايد منتظر ظهور منجي موعود بود و آن را دور ندانست و از آن نااميد نشد آمده است:
((همواره منتظر ظهور او باش، اگر چه (فرارسيدن پايان ذلّت) به تأخير بيفتد با وجود اين در انتظارش باش)).[13]
در جاي ديگر چنين آمده است: ((هر وقت ببيني كه دولتها باهم به جنگ ميپردازند مُنتظر قدوم ماشيح باش)).[14]
فوائد ظهور منجي موعود در آئين يهود
در بخشهاي متعدّدي از كتاب مقدّس يهود به فوائد ظهور منجي اشاره شده و جهان پس از ظهور منجي موعود ترسيم شده است. عدالت منجي موعود و فراگير شدن عدالت او در جهان يكي از شاخصترين فوائد ظهور منجي موعود در آيين يهود است. از جمله اينكه در كتاب مقدّس چنين آمده است:
((امّا براي شما كه از اسم من ميترسيد، آفتاب عدالت طلوع خواهد كرد و بر بالهاي وي شفا خواهد بود)).[15]
در جاي ديگر نيز با اشاره به حمايت منجي موعود از مظلومين و مستضعفين عالَم چنين آمده است:
((مسكينان را به عدالت داوري خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين به راستي حكم خواهد نمود. كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند ميانش امانت)).[16]
نكته ديگر در مورد عدالت منجي موعود، اين است كه او مأمور به باطن است و بر طبق همان باطن افراد و همان واقعيت موجود حكم ميدهد؛ فلذا چنين آمده است كه:
((موافق رؤيت چشم خود داوري نخواهد كرد و بر وفق شنيدن گوشهاي خويش تنبيه نخواهد نمود)).[17]
از بين رفتن فساد و جنگ و خونريزي و فراگير شدن سلامتي و امنيت نيز ديگر شاخص زندگي پس از ظهور منجي است؛ همچنانكه آمده است:
((و امتي بر امت ديگر شمشير نخواهد كشيد و بار ديگر جنگ را نخواهد آموخت)).[18]
و در جاي ديگر است كه:
((و كمان و شمشير را از زمين خواهم شكست و ايشان را به امنيت خواهم خوابانيد)).[19]
((آن گاه چشمان كوران بينا خواهد شد و گوشهاي ناشنوايان شنوا خواهد گرديد)).[20]
از ديگر فوائد و خصوصيات عالم و زندگي پس از ظهور، آباد شدن زمين است؛ چنانچه آمده است:
((آبها در بيابان و نهرها در صحرا خواهد جوشيد و سراب به بركه و مكانهاي خشك به چشمههاي آب مبدّل خواهد گرديد)).[21]
در جاي ديگر به ظاهر شدن خزائن زمين و دستيابي بشر به معادن جديد و دست نخورده اشاره ميكند و ميگويد:
((و زمين ايشان از نقره و طلا پر شده و خزائن ايشان را انتهايي نيست)).[22]
اَز ديگر فوائد و خصوصيات ظهور و زندگيِ بعد از آن ميتوان به خدا پرست شدن و يك دل شدنِ مردم اشاره كرد كه كنايه از رشد معنوي بسيار بالا دارد. چنانچه آمده است:
((زيرا كه در آن زمان، زبان پاك به امتّها باز خواهم داد تا جميع ايشان اسم ((يَهُوه)) را بخوانند و به يك دل او را عبادت نمايند)).[23]
و بالاخره در موضعي ديگر صريحاً آمده است:
((در تمامي كوه مقدّسِ من ضرر و فسادي نخواهند كرد زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود)).[24]
بنابراين با توجه به آيات بي شماري كه در عهد عتيق (تورات) و كتابهاي معتبر يهوديان همچون تلمود آمده، استنباط ميگردد كه يهوديان همانند پيروان ديگر اديان آسماني در انتظار مصلح جهاني هستند و آمدن او را مساوي با عدالت و صلح تلقّي ميكنند و هر چند كه آمدن ماشيح را بيشتر در جهت تشكيل حكومت يهوديان و ارض موعود تفسير ميكنند كه با آمدنش پادشاهي قوم يهود بازگردانده ميشود، ليكن آنچه مورد توجه است، اصل اعتقاد به مصلح آخرالزمان است كه مورد توافق تمامي اديان ابراهيمي است و يهوديان نيز در اين امر اشتراك دارند.
پي نوشتها :
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - اشعياه، فصل 60، آيه 19.
[2] - پسيقتا رباتي، 152 الف به نقل از گنجينهاي از تلمود، ص352.
[3] - هوشِيَع، فصل 3، آيه 5.
[4] - گنجينهاي از تلمود، ص352.
[5] - سنهدرين 97، الف و تلمود، ص354.
[6] - تورات، اشعياه نبي، فصل 59، آيات 3-15.
[7] - تلمود، فصل 12، ماشيح، ص356.
[8] - تلمود، فصل 12، ماشيح، ص357؛ روش هشانا، 11 الف.
[9] - اشعياه، فصل 60، آيه 22.
[10] - تلمود فصل 12، ص357 و سنهدرين، 98 الف.
[11] - تلمود فصل 12، ص357 و سنهدرين، 97 الف.
[12] - يروشلمي، تعنيت 2، الف و تلمود فصل 12، ص357.
[13] - تلمود فصل 12، ص356.
[14] - كتاب مقدّس، سفر پيدايش، 14.
[15] - ملاكي نبي، فصل 4، آيه 2.
[16] - تورات، اشعياه نبي، فصل 11، آيات 4 و 5.
[17] - پيشين.
[18] - اشعياه، فصل 2، آيه 4.
[19] - هوشِيَع، فصل 2، آيه 18.
[20] - تورات، اشعياه، فصل 35، آيه 5.
[21] - تورات، اشعياه، فصل 35، آيه 6 و 7.
[22] - تورات، اشعياه، فصل 2، آيه 7.
[23] - صِفَنْياه، فصل 3، آيه 9.
[24] - تورات، اشعياه نبي، فصل 11، آيه 9.
و دیگر مقالات ...


گلبارن باشید.تقدیم به دوستان شیرازی وبواناتی .خدا را همیشه به یاد داشته باشیم .مهدی را همیشه حاضر وناظر بدانیم .مطمئن باشیم ضرر نمی کنیم .بیائید از همین الان امتحان کنیم چقدر لذت و حلاوت دارد.![]()
منجی گرائی
از زمانی که افلاطون، مدینه فاضله را بیان نمود، تا قرنها بعد که این اندیشه به صورت «آرمانشهر» در آثار فیلسوفان تجلی میکند، تصویرهای گوناگونی از این اندیشه مشهود است. تصویر شهرهای آرمانی در آثار اندیشمندان، بازتابی از اندیشههای بشر محروم و ستمکشیدهای است که با پروراندن چنان اندیشههایی در ذهن خویش، خود را تسلّی میدهد و تلخیهای حال را به امید رسیدن به خوشیهای آینده پذیرا میشود.[1]
جامعه شناسی جدید، این اندیشه را در مفهوم مذهبی آن، یکی از مکتبهای اجتماعی میداند که بر مبنای نصوص دینی، معتقد است در پایان جهان، نجاتدهندهای ظهور خواهد کرد و جهانی بیاندوه و خالی از ستم را خواهد ساخت.
چون قدیمیترین اسناد طرح این مسئله، کتابهای آسمانی است، باید تجلیهای این اندیشه را در مکتبهای فلسفی و اجتماعی، پوششهای ثانوی و مادی این اندیشه دینی و الهی دانست.[2] دل بستن به جهانی روشن و تصویر دورنمایی از مدینه فاضله در ادیان، نه جنبه خیالی دارد (آنگونه که در آرمان شهرهای فیلسوفان دیده میشود) و نه جنبه فردی (چنانکه نزد عارفان و زاهدان تجلی مییابد). در اینجا سخن از شهری محدود با دروازههای بسته و برجهای بلند و دیوارهای خاردار نیست، بلکه گفتوگو از جهانی پهناور است که سراسر گیتی را فرا میگیرد؛ با افقی گسترده و بیانتها که در رأس آن، گردانندهای پاکسیرت و به دور از بدیها و سستیهای اخلاقی حاکم است.[3]
آینده در ادیان کاملاً روشن مینماید؛ جهان جز به سود ستمدیدگان و رنج کشیدگان مؤمن پایان نمیپذیرد:
أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ؛[4]
وَ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا .[5]
در ادیان، از آیندهای امیدبخش در جامعهای سرشار از عدالت و معنویت گفتوگو میشود که بر اساس نظامی الهی به رهبری مردی خدایی تشکیل میگردد. وی از هوسها و امیال پست فرمانروایان ستمگر پاک است و با عالم ملکوت پیوندی عمیق دارد. اعضای این جامعه نیز مردمی وارسته و آراسته به زیورهای اخلاقی هستند؛ مردمانی که اطاعت و فرمانبری از رهبر الهی خود را عبادت میشمارند.
ادیان، حکومت آخرالزمان و منجی را در ارتباط با دستگاه خدایی میبینند. از اینرو، ظهور موعود و تشکیل جامعه مطلوب، تجسم آموزههای ادیان و پیامبران و اولیای الهی تلقی میشود و پایانبخش رنج و درد نوع بشر و برپایی جامعهای پر از عدل و داد و نورانیت و معنویت اعلام میگردد.
الف) منجیگرایی در مسیحیت
امید بستن به جهانی نورانی که در آن، آدمی به همه خواستهای خود برسد و از تمامی گناهان پاک و از همه دلبستگیهای مادی رهایی یابد و نیز ایمان به نجاتدهندهای که برآوردهکننده این آرزوها باشد، در کتاب مقدس آشکارا دیده میشود.
کلیسای اولیه نیز به تبیین رجعت و نجاتبخشی مسیح، علاقه فراوانی داشت. رسولان منتظر بودند که مسیح در عصر آنان ظهور کند و نسلهای بعدی نیز همین امید باشکوه را حفظ کردند. این انتظار طاقتفرسا تا قرن سوم میلادی به شدت ادامه داشت، ولی از زمان امپراتوری کنستانتین و ایمان آوردن او به مسیحیت و کم شدن سختیها و مصیبتهای مسیحیان (قرن چهارم میلادی)، بازگشت و ظهور مسیح کمکم به فراموشی سپرده شد.
گفتنی است در قرنهای اخیر، در کلیساها دوباره بر این حقیقت تأکید میشود و در مواردی هنوز غفلتها و مخالفتهایی وجود دارد، ولی علاقه به این آموزه کتاب مقدس رو به افزایش است. روزانه میلیونها مسیحی دیندار این دعا را زمزمه میکنند که: «آمین، بیا ای خداوند عیسی».[6]
1. اهمیت این آموزه در مسیحیت
کتاب مقدس، به موضوع نجات و بازگشت دوباره مسیح اهمیت فروانی میدهد. رجعت مسیح، در عهد جدید بیش از سیصد بار آمده است و چندین باب کامل، به این موضوع اختصاص دارد.[7]
برخی از رسالههای عهد جدید نیز به این موضوع مربوط است.[8] بنابراین، میتوان گفت این آموزه از مهمترین آموزههای مسیحیت به شمار میرود.
هنری تیسن مینویسد:
درک صحیح رجعت مسیح، کلید کتاب مقدس میباشد. بدون درک صحیح رجعت مسیح، نخواهیم توانست بسیاری از تعالیم و آیینهای مقدس و وعدهها و نمونههای کتاب مقدس را درک نماییم. مثلاً اینکه مسیح هم پیامبر، هم کاهن و هم پادشاه است، بدون درک رجعت قابل فهم نیست.
... در آیات زیادی، مسیحیان تشویق شدهاند که برای بازگشت مسیح آماده باشند و از این حقیقت تسلی پیدا کنند و ضعیفان را برای این حقیقت تقویت نمایند، سختیها را تحمل کنند و اعتماد خود را حفظ نمایند؛ زیرا خداوند به زودی مراجعت خواهد کرد و برای منتظران خود برکت و اجر و پاداش خواهد آورد.[9]
یکم. امید کلیسا
رجعت مسیح، امید بزرگ کلیساست و با انتظار منجی مسیحیت حیات مییابد، چنانکه پطرس میگوید:
مبارك باد خدا و پدر خداوند ما، عیسی مسیح که به حسب رحمت عظیم خود، ما را به وساطت برخاستن عیسی مسیح از مردگان، از نو تولید کرد و برای امید زنده.[10]
یوحنا میگوید:
ای حبیبان! الان فرزندان خدا هستیم و هنوز ظاهر نشده است، لیکن میدانیم که چون او ظاهر شود، مانند او خواهیم بود؛ زیرا او را چنانکه هست، خواهیم دید و هر کس این امید را بر وی دارد، خود را پاک میسازد؛ چنانکه او پاک است.[11]
ادامه دارد...
شبهات مهدويت
با توجه به اين که ما معتقد هستيم اعتقاد به مهدويت يکی از ضرورت های تربيتی فرد و جامعه است لذا می بايست بتوانيم به شبهات پيرامون آن نيز پاسخ بگوييم.
لذا می بايست مفهوم شبهه را بررسی نموده و سپس به شبهات مهدويت بپردازيم.
شبهه چيست؟
شبهه دارای مختصات و ويژگی های خاصی می باشد. در واقع هر شبهه ای سوال است ولی هر سوالی شبهه نيست.
در حقيقت شبهه سوالی نیست که برای رسيدن به فهم و استدلال و يافتن حقيقت
مطرح شده باشد . در باب مهدويت شبهات برخی به شکل و ظاهر باز می گردند برخی به محتوی و بعضی به شرايط محيطی.
ويژگی شبهه
۱)دارای محتوای هجومی و نفی کننده است مثل اين سوال که آيا اصلا امام زمان به دنيا آمده است يا خير؟
۲)دارای روحيه ی تخريب است که البته بی ارتباط با ويژگی اول نيست يعنی در واقع قصد بر اين است که عقيده را متزلزل سازند.
۳)همواره با جارو جنجال و هياهو همراه است.مثل کسانی که با نام مهدی در نقاط مختلف جهان مثل هند پاکستان سودان و ... ادعای مهدويت کرده اند.
۴)در شبهه با پاسخ منطقی سخن پايان نمی گيرد چرا که هر چند با ارائه ی ادله ی منطقی و عقلی باز هم صحبت را به بی راهه می کشند زيرا هدف پذيرش منطق نيست.
۵)در زمان کم ودر سطح وسيعس بلافاصله تسری پيدا می کند به عنوان مثال در زمانی کوتاه بحث ولايت مطلقه يفقيه زير سوال می رود و افکار و اذهان را به خود مشغول می سازد.
۶)معمولا در فضای غير پاسخگو رشد می کند . به عنوان مثال اين افراد شبهه را در موسسات تحقيقاتی مطرح نمی کنند بلکه مقاله می نويسند سايت درست ميکنند مصاحبه می کنند و ....
۷)آخرين ويژگی شبهه آن است که فراوانی آن نسبت مستقيم با شرايط و اوضاع اجتماعی دارد مثلا اگر در جامعه جو خشونت موجود باشد بنا براين مطرح نمودن اين موضوع که امام زمان (ع)پس از ظهور بسياری از انسان ها را خواهد کشت بسی کارساز خواهد بود.
چه عواملی جو شبهه را تشديد می کند؟
۱)بحث در باره ی مهدويت از جنبه های گوناگون اقتصادی اجتماعی علمی فلسفی تاريخی و... قابل تامل است و با ديدگاه های مختلف می توان در آن شبهه ايجاد کرد
۲)وجود روايات مشابه ضعيف و متعارض می تواند در تشديد شبهات نقش داشته باشد.
۳)عدم تحقيقات لازم
۴)عمومی بودن بحث مهدويت نه تنها از ديدگاه اسلام بلکه از ديد اديان آسمانی و مکاتب ديگر نيز می تواند موجب توسعه ی دامنه ی شبهات گردد.
۵)کم اطلاعی افراد و ظاهر بينی نسبت به بحث مهدويت می تواند در اين زمينه موثر باشد .چرا که قدرت ها ی جهانی می دانند اساس حاکميت توحيد در جهان اعتقاد به ظهور مصلح است لذا به راحتی می توانند با ساختن مهدی های دروغين به نفع خود بهره برداری نمايند.
مانند تعبير غلط از حديث پيامبر اکرم(ص)که فرموده است:يملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما. خداوند به وسيله ی او زمين را پر از عدل و داد می کند همان گونه که از ظلم و ستم پر شده است. اين حديث می تواند دستاويز کسانی قرار بگيرد که می خواهند ظلم و جور را در جهان حاکم نمايند.
شرايط پاسخ گويی به شبهات
۱)آماده کردن جامعه و بالا بردن سطح بينش و معرفت افراد جامعه به طوری که شبهه شناس باشند.
۲)پاسخ به شبهات توسط اهل فن صورت پذيرد.
۳)بستر رشد شبهات شناسايی شود.
۴)رو کردن دست شبهه انگيزان.
۵)بسط و گسترش مراکز تحقيقاتی برای رفع شبهات
مسئله ظهور حضرت مهدي (ع) در آخر الزمان و پايان دادن به ظلم و ستمها از مسايل اساسي اديان و اسلام است و تمامي اديان و مذاهب گوناگوني كه در روي كره زمين حكومت مي كنند وقوع حتمي و قطعي آن را خبر داده اند.
بر اساس تعاليم انبيا و نويد هاي كتب آسماني علي رغم بد بيني بي شماي كه نسبت به آينده بشر در جهان ديده مي شود اوضاع كنوني جهان قابل دوام نيست و مفاسد اجتماعي و كشمكشهاي كنوني جاي خود را به آرامش و امنيت خواهد داد.
مطابق تعاليم انبيا و نويد هاي كتب آسماني چشم انداز آينده جهان و سرنوشت بشر روشن است.
نگاهي كوتاه به كتاب هاي مذهبي اهل اديان اين امر را به خوبي نشان مي دهد كه وقتي جهان دچار فتنه و آشوب گردد و آتش ظلم و بيداد گري همه جهان را فرا گيرد و جنگهاي خانمان سوز و ويرانگر مردمان جهان را به ستوه آورد و زمامداران جهان از اداره امور كشور ها عاجز و ناتوان گردند و براي خاموش كردن آتش فتنه ها و جنگها راه چاره اي نيابند در چنين موقعيت حساس و بحراني يك مصلح بزرگ جهان با اتكا به قدرت لايزال الهي قيام خواهد كرد و به يك اصلاح عمومي در تمام جهان دست خواهد زد و زور گويان ، زورمندان قدرت طلبان افسار گسيخته عالم را سر جاي خود خواهد نشاند و به همه بد بختي ها و تيره روزي ها و گرفتاري ها ي بشريت خاتمه خواهد داد.
خوشبختانه هنگامي كه به اديان آسماني مراجعه مي كنيم كتب آسماني را سراسر مملو از اميد و سراسر از نويد بهروزي و وعده هاي ظهور آن«مصلح جهاني»مي بينيم و شايد براي برخي تعجب آور باشد كه در تمام اديان و مذاهب بزرگ جهان اعم از كليميت، مسيحيت، مجوسيت و آيين مبين اسلام ... از مصلحي كه در پايان جهان ظهور خواهد كرد و به جنايتها و خيانتهاي انسان ها خاتمه خواهد داد و شالوده حكومت واحد جهاني را بر اساس عدالت و آزادي بنيان خواهد نهاد، گفت و گو شده و برتر و بالاتر از همه، نويد ظهور آن مصلح بزرگ جهان به خصوص در اسلام و قرآن نيز به صورتي جمع تر عميق تر و جدي تر مطرح شده است و جاي بسي خرسندي است كه اكثريت قريب به اتفاق نويد هاي كه در رابطه با ظهور «مصلح بزرگ جهاني» در كتاب هاي آسماني آمده است – اگر نگوييم همه آنها- تنها با وجود مقدس مهدي موعود (ع) آخرين باز مانده حجت الهي از امامان معصوم شيعه مطابقت دارد.
آري اي عزيز!
نويدهاي مصلح بزرگ جهاني و بشارت ظهور مبارك حضرت مهدي (ع) علاوه بر قرآن در تمام كتب اهل اديان مانند: كتاب زند ، كتاب جاماسب ، كتاب شاكموني ، جوك ، ديد براهمه ، باسك، پاتيكل دادانگ، ضفيناي نبي، اشعياء، وحي كودك، حكي نبي، مكاشفات يوحناي لا هوتي ، داينال نبي ، انجيل متي ، انجيل لوقا ، انجيل مرقس و ساير كتاب ها و الواح ذكر شده و در همه اين كتاب ها نويد بشارت هاي ظهور حضرت مهدي (ع) به عبارات و مضاميني كه همه اصالت و حقيقت «مهدويت»را تاييد مي كنند و آن را يك عقيده عمومي مشترك بين همه ملتها و امتها مي دانند به روشني بيان شده است.
اگر چه غير از قرآن مجيد همه كتاب هاي آسماني مورد دستبرد و تحريف قرار گرفته است ولي باز هم مطالبي در آنها ديده مي شود كه از دستبرد گران مصون مانده و در آنها عبارات و جملاتي از آمدن «مصلح جهاني» به چشم مي خورد .
جالب توجه اين كه در تمام كتابهاي مقدس كه در ميان اهل اديان به عنوان كتاب هاي آسماني شناخته شده و آورندگان آن به عنوان پيامبر شناخته مي شوند تصريحات زيادي به«مهدي موعود» شده است.
هر چند كه ما اين كتابها را به عنوان كتاب آسماني نمي دانيم و يقين نداريم كه آورندگان آنها پيامبر بوده اند بلكه معتقديم كه آنها يا پيامبر بوده اند يا اين مطالب را از كتابها و تعليم پيامبران گذشته اقتباس كرده اند ولي شگفت آور است كه در برخي از اين كتابها بعضي از القاب خاص و اسامي مبارك حضرت مهدي (ع) و حتي سلسله «نسبي» آن حضرت و اين كه وي از سلاله پاك پيغمبر آخرالزمان و از فرزندان دختر آن پيغمبر و آخرين جانشين آن حضرت است نيز مشخص گرديده است .
اينك براي اثبات اين مدعا قسمتي از نويد ها و بشارت هاي ظهور مهدي موعود (ع ) را كه در كتب مذهبي اهل اديان آمده است از كتب مقدسه هنديان، يهوديان، مسيحيان و زرتشتيان و ساير كتاب هاي كه در ميان پيروان خود به عنوان كتاب آسماني شناخته شده نقل مي كنيم تا اصالت مسئله «مهدويت» و جهاني بودن اعتقاد به ظهور مبارك حضرت مهدي (ع) به خوبي روشن شود .
مهدي موعود (ع )در كتب مقدسه هنديان
در كتابهاي مذهبي مقدسي كه در ميان هنديان به عنوان كتابهاي آسماني شناخته شده و آورندگان اين كتاب به عنوان پيامبر شناخته مي شوند تصريحات زيادي به وجود مقدس مهدي موعود (ع ) و ظهور مبارك آن حضرت شده است كه قسمتي از آنها از نظر خوانندگان گرامي مي گذرد.
الف) بشارت ظهور حضرت مهدي (ع) در كتاب اوپانيشاد
در كتاب «اوپانيشاد» كه يكي از كتب معتبره و از منابع هندوها به شمار مي رود بشارت ظهور مهدي موعود (ع) چنين آمده است :
«اين مظهر ويشنو در انقضاي كلي يا عصر آهن ، سوار بر اسب سفيدي در حالي كه شمشير برهنه درخشاني به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد ظاهر ميشود و شريران را تماما هلاك مي سازد و خلقت را از نو تجديد و پاكي را رجعت خواهدداد...اين مظهر دهم در انقضاي عالم ظهور خواهد كرد» .
با اندك تاملي در جملات بشارت فوق ظاهر ميشود كه مقصود از« مظهر ويشنو» همان وجود مقدس حجه بن الحسن عسكري (ع) است ؛ زيرا طبق روايات اسلامي آن حضرت در آخر الزمان و در پايان جهان ظهور خواهد نمود و با شمشير قيام خواهد كرد و تمامي جباران و ستمگران روي زمين را از بين خواهد برد و در دوران حكومت آن مظهر قدرت خداوندي جهان آفرينش نويني خواهد يافت .
«مهدي (ع) بر اسب دست و پا سفيد ي سوار است»
اين عنوان كه در دومين فراز بشارت كتاب«اوپانيشاد» آمده است در اخبار معصومين (ع) بدان اشاره شده كه براي نمونه برخي از آنها را در اين جامي آوريم :
در حديثي از حضرت علي (ع)روايت شده كه در مورد ظهور مبارك حضرت مهدي (ع) و به هنگام حركت آن حضرت از نجف به سوي مسجد سهله فرموده است :
«كانّي به و قد عبر من وادي السلام الي مسجد السهله علي فرس محجل له شمراخ يزهو و هو يدعو و يقول في دعائه...»
«گويي او را با چشم خود مي بينم كه در نزديكي نجف از وادي السلام عبور كرده به سوي مسجد سهله پيش مي رود در حالي كه بر اسب دست و پا سفيدي سوار است كه پيشاني سفيد و درخشنده اي دارد و همه درخشندگي آن را چون چراغ و ستاره مي بينند و او در آن حال دعا مي خواند...»
ب) بشارت ظهور حضرت مهدي (ع) در كتاب « باسك »
در كتاب « باسك » كه از كتب مقدسه آسماني هندو ها است بشارت ظهور حضرت ولي عصر (ع) چين آمده است :
«دور دنيا تمام شود به پادشاهي عادلي در آخرالزمان كه پيشواي ملائكه و پريان و آدميان باشد و حق و راستي با او باشد و آنچه در درياها ، زمين ها و كوه ها پنهان باشد همه را بدست آورد و از آسمانها و زمين و آنچه باشد خبر دهد و از او بزرگتر كسي به دنيا نيايد» .
ج) بشارت ظهور حضرت مهدي (ع) در كتاب« وشن جوك»
در كتاب« وشن جوك» كه رهبر جوكيان هندي است و او را پيامبر ميدانند درباره بشارت ظهور حضرت مهدي (ع) و رجعت گروهي از اموات در دوران حكومت عدالت گستر آن حضرت چنين آمده است:
«آخر اين دنيا به كسي برميگردد كه خدا را دوست مي دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او «خجسته» و «فرخنده» باشد . خاق را كه در دينها اختراع كرده و خاق خدا و پيامبر را پايمال كرده اند همه را زنده گرداند و بسوزاندو عالم را نو گرداند و هر بدي راسزا دهد و يك كرور دولت او باشد كه عبارت از چهار هزار سال است خود او و اقوامش پادشاهي كنند» .
دو كلمه«خجسته» و «فرخنده»در عربي به (محمد و محمود ) ترجمه ميشود و اين هر دو اسم نام مبارك ظهور حضرت مهدي (ع) دو نام دارد يكي مخفي و ديگري ظاهر استنامي كه مخفي است «احمد» و آن كه ظاهر است «محمد» ميباشد.
د) بشارت ظهور حضرت مهدي (ع) در كتاب« ديد»
در كتاب« ديد» كه كتب مقدسه هنديان است بشارت ظهور حضرت ولي عصر (ع) چين آمده است :
«پس از خرابي دنيا پادشاهي در آخرالزمان پيدا شود كه پيشواي خلايق باشد و نام او منصور باشد و تمام عالم را بگيرد و به دين خود در آورد و همه كس را از مؤمن و كافر بشناسد و هر چه از خدا بخواهد برآيد» .
در برخي از روايات اسلامي، ائمه معصومين (ع)«منصور» را يكي از اسامي مبارك حضرت مهدي –ارواحنا فدا- خوانده و آيه شريفه :
« ومن قتل مظلوما فقد جعلنا لولبه سلطانا فلا يسرففي القتل انه كان منصورا»
(هر آنكه مظلوم كشته شود ما براي ولي او حق _قصاص_ قرار داديم پس در كشتن اسراف نمي كند ، همانا او ياري شده است .)
را به آن حضرت تفسير نموده اند كه آن يگانه باز مانده حج الهي ، ولي خون مظلومان و منصور و مويد من عندالله است.
و در همين رابطه در ضمن حديثي از امام باقر (ع) روايت شده است كه فرمود :
« القائم منا منصور بلعرعب مويدبالنصر تطوي له تظهر لهالكنوز ويبلغ سلطانه المشرق والمغرب»
«قائم ما بوسيله رعب ياري ميشود وبا نصرت الهي تاييد مي گردد زمين زير پايش پيچيده مي شود و گنجهاي زمين براي او ظاهر مي شود و دولت او به شرق و غرب عالم مي رسد».
ادامه دارد . . .
كمال مطلوب
عقيده به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) از نظر اقوام و اديان
انتظار ظهور يك مصلح بزرگ آسمانى، و اميد به آينده و استقرار صلح و عدل جاويدان، امرى فطرى و طبيعى است كه با ذات و وجود آدمى سر و كار داشته و با آفرينش هر انسانى همراه است و زمان و مكان نمى شناسد و به هيچ قوم و ملّتى اختصاص ندارد.
از اين رو، همه افراد طبق فطرت ذاتى خود مايلند روزى فرا رسد كه جهان بشريّت در پرتو ظهور رهبرى الهى و آسمانى و با تأييد و عنايت پروردگار، از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات يافته، شور و بلوا در جهان پايان پذيرد و انسانها از وضع فلاكت بار موجود نجات يابند و از نابسامانى و نا امنى و تيره روزى خلاص شوند و سرانجام به كمال مطلوب و زندگى شرافتمندانه اى نايل آيند.
به همين دليل، در تمام اديان و مذاهب مختلف جهان، از مصلحى _ كه در آخر الزمان ظهور خواهد نمود و به جنايتها و خيانتهاى ضد انساني خاتمه خواهد داد و شالوده حكومت واحد جهانى را بر اساس عدالت و آزادى واقعى بنيان خواهد نهاد _ سخن به ميان آمده و تمام پيامبران و سفيران الهى در اين زمينه به مردم با ايمان جهان، نويدهايى داده اند.
در اين زمينه، يكى از نويسندگان معروف چنين مى نويسد:
«موضوع ظهور و علايم ظهور، موضوعى است كه در همه مذاهب بزرگ جهان واجد اهميّت خاصّى است. صَرفِ نظر از عقيده و ايمان كه پايه اين آرزو را تشكيل مى دهد، هر فرد علاقه مند به سرنوشت بشريّت، و طالب تكامل معنوى وقتى كه از همه نا اميد مى شود، و مى بيند كه با وجود اين همه ترقّيات فكرى و علمى شگفت انگيز، باز متأسّفانه، بشريّت غافل و بى خبر، روز به روز خود را به سوى فساد و تباهى مى كشاند و از خداوند بزرگ بيشتر دورى مى جويد، و از اوامر او بيشتر سرپيچى مى كند; بنا به فطرت ذاتى خود متوجّه درگاه خداوند بزرگ مى شود، و از او براى رفع ظلم و فساد يارى مى جويد.
از اين رو در همه قرون و اعصار، آرزوى يك مصلح بزرگ جهانى در دلهاى خداپرستان وجود داشته است. و اين آرزو نه تنها در ميان پيروان مذاهب بزرگ، مانند: زرتشتى و يهودى و مسيحى و مسلمان، سابقه دارد، بلكه آثار آن را در كتاب هاى قديم چينيان و در عقايد هنديان، و در بين اهالى اسكانديناوى و حتّى در ميان مصريان قديم و بوميان و حتّى مكزيك و نظاير آنها نيز مى توان يافت».
آرى! عقيده به ظهور يك مصلح بزرگ آسمانى در پايان جهان، يكى از مسايل بسيار مهمّ و حسّاسى است كه نه تنها در آيين مبين اسلام، بلكه در همه اديان آسمانى، و نه تنها در ميان پيروان اديان و مذاهب بلكه در نزد بسيارى از مكاتب مختلف جهان سابقه ديرين دارد، و تمامى پيروان اديان بزرگ عالم از مسيحيان، كليميان و زرتشتيان گرفته تا پيروان مكتب هاى الحادى، همه و همه بدان عقيده دارند.
ناگفته نماند كه پيروان اديان و مذاهب گوناگون، و ديگر ملل و اقوام گذشته و مكاتب مختلف جهان درباره نام آن بزرگوار باهم اختلاف نظر دارند، مسلمانان او را «مهدى موعود منتظر(عليه السلام)»، و پيروان ساير اديان ومكتبها و ملّتها و توده هاى محروم، وى را «مصلح جهانى» يا «مصلح غيبى»، يا «رهاننده بزرگ» يا «نجات بخش آسمانى» و يا «منجى اعظم» مى نامند; ولى در باره اوصاف كلّى، برنامه هاى اصلاحى، تشكيل حكومت واحد جهانى بر اساس عدالت و آزادى، و ظهور او در آخرالزمان اتّفاق نظر دارند.
جالب توجّه اين كه حتّى در اين اواخر نيز، اين عقيده در بين گروهى از دانشمندان و فلاسفه بزرگ جهان به عنوان: «لزوم تشكيل حكومت واحدجهانى» درسطح وسيعى مطرح گرديده است:
«در عصر اخير دوشادوش پيشرفت همه جانبه اى كه در تمام مسايل علمى نصيب بشريّت شده، اين ايده و عقيده نيز از مرز اديان و مذاهب قدم فراتر نهاده و به عنوان يكى از مهمترين مسايل حياتى مورد بحث و بررسى قرار گرفته است»
عقيده به ظهور يك نجات دهنده بزرگ آسمانى و اميد به يك آينده روشن كه در آن، نگرانيها و هراسها مرتفع گردد، و به بركت ظهور يك شخصيّت ممتاز الهى همه تاريكيها از پهنه گيتى برچيده شود، و ريشه ظلم و جهل و تباهى از روى كره زمين بركنده شود، يك اعتقاد عمومى ثابت است كه همواره در همه وقت، در همه جا، و در همه زمانها بين تمام ملّتها شايع و رايج بوده است.
بر اساس تحقيقات پژوهشگران مسايل اسلامى، اين عقيده در طول دوران زندگى انسانها پيوسته در ميان همه ملّتها و پيروان اديان بزرگ موجود بوده، و حتّى اقوام مختلف جهان چون: اسلاوها، ژرمنها، اسنها و سلتها، نيز معتقدند كه سرانجام بايد پيشوايى در آخر الزمان ظهور كرده، بى عدالتى ها را از بين برده، حكومت واحد جهانى تشكيل داده، و در بين مردم بر اساس عدالت و انصاف داورى كند.
آنچه از تاريخ اُمّتها استفاده مى شود اين است كه: مسأله عقيده به ظهور يك رهبر مقتدر الهى و آمدن مصلحى در آخر الزمان به نام مُنجى موعود جهانى به قدرى اصيل و ريشه دار است كه در اعماق دل ملّتها و پيروان همه اديان الهى، و تمام اقوام و ملل جهان جا گرفته است تا جايى كه در طول تاريخ بشريّت، انسانها در فراز و نشيب هاى زندگى، با يادآورى ظهور چنين رهبر مقتدرى، پيوسته خود را از يأس و نا اميدى نجات داده، و در انتظار ظهور آن مصلح موعود جهانى در پايان جهان، لحظه شمارى مى كنند.
براى اثبات اين مطلب، كافى است بدانيم كه عقيده به ظهور يك «نجات دهنده» حتّى از نظر يهود و نصارى نيز قطعى است. و حتّى اين كه در ميان همه طوايف يهود و همه شاخه هاى مسيحيّت وجود اين عقيده قطعى و مسلّم است.
اينك براى توضيح بيشتر به مطالبى كه در اين زمينه مى آوريم، توجه فرماييد.
نويسنده آمريكايى كتاب «قاموس مقدّس»، درباره شيوع اعتقاد به ظهور، و انتظار پيدايش يك «منجى بزرگ جهانى» در ميان قوم «يهود» چنين مى نويسد:
«عبرانيان منتظر قدوم مبارك «مسيح» نسلاً بعد نسل بودند، و وعده آن وجود مبارك . . . مكرّراً در «زبور» و كتب انبيا، على الخصوص، در كتاب «اشعيا» داده شده است. تا وقتى كه «يحياى تعميد دهنده» آمده، به قدوم مبارك وى بشارت داد، ليكن «يهود» آن نبوآت (پيشگوييها) را نفهميده با خود همى انديشيدند كه «مسيح» (سلطان زمان) خواهد شد، و ايشان را از دست جور پيشگان و ظالمان رهايى خواهد داد، و به اعلا درجه مجد و جلال ترقّى خواهد كرد»
نويسنده كتاب «قاموس كتاب مقدّس» در كتاب خود ازيهوديان، زبان به شكايت مى گشايد كه دعوت عيساى مسيح را بعد از آن همه اشتياق و انتظار، سرانجام نپذيرفتند و او را مسيح واقعى نپنداشتند و او را با مسيح موعودى كه سلطان زمان خواهد بود و منجى واپسين و مژده اش را كتاب مقدّسشان داده بود و سالها در انتظارش در التهاب سوزان لحظه شمارى مى كردند، مطابق نيافتند. از اين رو، با او به دشمنى برخاستند، حتّى وى را جنايتكار به ملّت اسرائيل، و تعاليمش را، ضدّ آرمان اساسى كتب مقدّس «عهد عتيق» (تورات و ملحقات آن) دانستند، ناچار به محاكمه اش فراخواندند و به اعدام محكومش كردند، و همچنان با احساس غبنى جانكاه مجدداً در انتظار «مسيح موعود» و رهايى بخش از رنج و ستم، نشستند.
مسيحيان، با اين كه حضرت عيسى(عليه السلام) را «مسيح موعود» يهوديان مى دانستند، چون نسبت به پيروى او احساس ناتمامى كردند، يكباره اميدشان از «زمان حال» بركنده شد; حماسه انتظار را از سرگرفتند و در انتظار «مسيح» و بازگشت وى از آسمان، در پايان جهان نشستند.
طبق نوشته «مستر هاكس» آمريكايى، در كتاب خود «قاموس كتاب مقدس» كلمه «پسر انسان» 80 بار در «انجيل» و ملحقات آن (عهد جديد) به كار رفته كه فقط 30 مورد آن با حضرت عيسى(عليه السلام) قابل تطبيق است، و 50 مورد ديگر از «مصلح» و نجات دهنده اى سخن مى گويد كه در آخر زمان ظهور خواهد كرد
عقايد اقوام مختلف جهان درباره مصلح موعود
مسأله عقيده به ظهور مصلحى جهانى در پايان دنيا امرى عمومى و همگانى است، و اختصاص به هيچ قوم و ملّتى ندارد. سر منشأ اين اعتقاد كهن و ريشه دار، علاوه بر اشتياق درونى و ميل باطنى هر انسان ـ كه به طور طبيعى خواهان حكومت حقّ و عدل، و برقرارى نظام صلح و امنيّت در سرتاسر جهان است ـ نويدهاى بى شائبه پيامبران الهى در طول تاريخ بشريّت به مردم مؤمن و آزادى خواه جهان است.
تمام پيامبران بزرگ الهى در دوران مأموريّت الهى خود به عنوان جزيى از رسالت خويش به مردم وعده داده اند كه در آخر الزمان و در پايان روزگار، يك مصلح بزرگ جهانى ظهور خواهد نمود و مردمان جهان را از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات خواهد داد و فساد، بى دينى و بى عدالتى را در تمام جهان ريشه كن خواهد ساخت و سراسر جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد.
سيرى كوتاه در افكار و عقايد ملل مختلف جهان مانند: مصر باستان، هند، چين، ايران و يونان و نگرش به افسانه هاى ديگر اقوام مختلف بشرى، اين حقيقت را به خوبى روشن و مسلّم مى سازد كه همه اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف آرا، عقايد و انديشه هاى متضادّى كه با يكديگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهانى، بسر مى برند.
اينك براى اين كه در باره اين موضوع سخنى به گزاف نگفته باشيم فهرست مختصرى از بازتاب اين عقيده را در ميان اقوام و ملل مختلف جهان در اينجا مى آوريم:
1 ـ ايرانيان باستان معتقد بودند كه: «گرزا سپه» قهرمان تاريخى آنان زنده است و در «كابل» خوابيده، و صد هزار فرشته او را پاسبانى مى كنند تا روزى كه بيدار شود و قيام كند و جهان را اصلاح نمايد.
2 ـ گروهى ديگر از ايرانيان مى پنداشتند كه: «كيخسرو» پس از تنظيم كشور و استوار ساختن شالوده فرمانروايى، ديهيم پادشاهى به فرزند خود داد و به كوهستان رفت و در آنجا آرميده تا روزى ظاهر شود و اهريمنان را از گيتى براند.
3 ـ نژاد اسلاو بر اين عقيده بودند كه از مشرق زمين يك نفر برخيزد و تمام قبايل اسلاو را متّحد سازد و آنها را بر دنيا مسلّط گرداند.
4 ـ نژاد ژرمن معتقد بودند كه يك نفر فاتح از طوايف آنان قيام نمايد و «ژرمن» را بر دنيا حاكم گرداند.
5 ـ اهالى صربستان انتظار ظهور «ماركو كراليويچ» را داشتند.
6 ـ برهمائيان از دير زمانى براين عقيده بودند كه در آخر زمان «ويشنو» ظهور نمايد و بر اسب سفيدى سوار شود و شمشير آتشين بر دست گرفته و مخالفين را خواهد كشت، و تمام دنيا «برهمن» گردد و به اين سعادت برسد.
7 ـ ساكنان جزاير انگلستان، از چندين قرن پيش آرزومند و منتظرند كه: «ارتور» روزى از جزيره «آوالون» ظهور نمايد و نژاد «ساكسون» را در دنيا غالب گرداند و سعادت جهان نصيب آنها گردد.
8 ـ اسن ها معتقدند كه پيشوايى در آخر الزمان ظهور كرده، دروازه هاى ملكوت آسمان را براى آدميان خواهد گشود.
9 ـ سلت ها مى گويند: پس از بروز آشوبهايى در جهان، «بوريان بور ويهيم» قيام كرده، دنيا را به تصرّف خود درخواهد آورد.
10 ـ اقوام اسكانديناوى معتقدند كه براى مردم دنيا بلاهايى مى رسد، جنگهاى جهانى اقوام را نابود مى سازد، آنگاه «اودين» با نيروى الهى ظهور كرده و بر همه چيره مى شود.
11 ـ اقوام اروپاى مركزى در انتظار ظهور «بوخص» مى باشند.
12 ـ اقوام آمريكاى مركزى معتقدند كه: «كوتزلكوتل» نجات بخش جهان، پس از بروز حوادثى در جهان، پيروز خواهد شد.
13 ـ چينى ها معتقدند كه «كرشنا» ظهور كرده، جهان را نجات مى دهد.
14 ـ زرتشتيان معتقدند كه: «سوشيانس» (نجات دهنده بزرگ جهان) دين را در جهان رواج دهد، فقر و تنگدستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و هم گفتار و هم كردار گرداند.
15 ـ قبايل «اى پوور» معتقدند كه: روزى خواهد رسيد كه در دنيا ديگر نبردى بروز نكند و آن به سبب پادشاهى دادگر در پايان جهان است.
16 ـ گروهى از مصريان كه در حدود 3000 سال پيش از ميلاد، در شهر «ممفيس» زندگى مى كردند، معتقد بودند كه سلطانى در آخرالزمان با نيروى غيبى بر جهان مسلّط مى شود، اختلاف طبقاتى را از بين مى برد و مردم را به آرامش و آسايش مى رساند.
17 ـ گروهى ديگر از مصريان باستان معتقد بودند كه فرستاده خدا در آخر الزمان، در كنار خانه خدا پديدار گشته، جهان را تسخير مى كند.
18 ـ ملل و اقوام مختلف هند، مطابق كتاب هاى مقدّس خود، در انتظار مصلحى هستند كه ظهور خواهد كرد و حكومت واحد جهانى را تشكيل خواهد داد.
19 ـ يونانيان مى گويند: «كالويبرگ» نجات دهنده بزرگ، ظهور خواهد كرد، و جهان را نجات خواهد داد.
20 ـ يهوديان معتقدند كه در آخر زمان «ماشيع» (مهدى بزرگ) ظهور مى كند و ابد الآباد در جهان حكومت مى كند، او را از اولاد حضرت اسحاق مى پندارند، در صورتى كه «تورات»، كتاب مقدّس يهود، او را صريحاً از اولاد حضرت اسماعيل دانسته است.
21 ـ نصارا نيز به وجود حضرت مهدى(عليه السلام) قايلند ومى گويند: او در آخر الزمان ظهور خواهد كرد و عالم را خواهد گرفت، ولى در اوصافش اختلاف دارند
اسامى مقدّس حضرت مهدى(عليه السلام) در كتب مذهبى اهل اديان
1 ـ «صاحب» در صحف ابراهيم(عليه السلام);
2 ـ «قائم» در زبور سيزدهم;
3 ـ «قيدمو» در تورات به لغت تركوم;
4 ـ «ماشيع» (مهدى بزرگ) در تورات عبرانى;
5 ـ «مهميد آخر» در انجيل;
6 ـ «سروش ايزد» در زمزم زرتشت;
7 ـ «بهرام» در ابستاق زند و پازند;
8 ـ «بنده يزدان» هم در زند و پازند;
9 ـ «لند بطاوا» در هزار نامه هنديان;
10 ـ «شماخيل» در ارماطس;
11 ـ «خوراند» در جاويدان;
12 ـ «خجسته» (احمد) در كندرال فرنگيان;
13 ـ «خسرو» در كتاب مجوس;
14 ـ «ميزان الحق» در كتاب اثرى پيغمبر;
15 ـ «پرويز» در كتاب برزين آذر فارسيان;
16 ـ «فردوس اكبر» در كتاب قبروس روميان;
17 ـ «كلمةُ الحقّ» در صحيفه آسمانى;
18 ـ «لِسانِ صدق» هم در صحيفه آسمانى;
19 ـ «صمصام الاكبر» در كتاب كندرال;
20 ـ «بقية اللّه» در كتاب دوهر;
21 ـ «قاطع» در كتاب قنطره;
22 ـ «منصور» در كتاب ديد براهمه;
23 ـ «ايستاده» (قائم) در كتاب شاكمونى;
24 ـ «ويشنو» در كتاب ريگ ودا;
25 ـ «فرخنده» (محمّد) در كتاب وشن جوك;
26 ـ «راهنما» (هادى و مهدى) در كتاب پاتيكل;
27 ـ «پسر انسان» در عهد جديد (اناجيل و ملحقات آن);
28 ـ «سوشيانس» در كتاب زند و هومو من يسن، از كتب زردتشيان;
29 ـ در كتاب «شابوهرگان» كتاب مقدس «مانويه» ترجمه «مولر» نام «خود شهر ايزد» آمده كه بايد در آخر الزمان ظهور كند، و عدالت را در جهان آشكار سازد;
30 ـ «فيروز» (منصور) در كتاب شعياى پيامبر.
زرتشت و مهدويت![]()
آموزههای معاد، آخرالزمان ،منجی موعود و مهدویت در دین زرتشت، با یکدیگر پیوندی ناگسستنی دارند. این آموزهها در متون دینی زرتشت از اوستا تا پهلوی، دستخوش تغییرات و تحولاتی بوده امّا صورت تکامل یافته اعتقاد به منجی و رستاخیز را که به طور کامل در متون پهلوی (متون دینی زرتشت در دورۀ ساسانیان) آمده، در آموزههای خود زرتشت و متون اوستا میتوان یافت.
در اعتقادات زرتشتیان، و به طور مشخص در متون پهلوی، جهان به نه هزار یا دوازده هزار سال کیهانی تقسیم میشود. در سههزار سال پایان جهان، چندین منجی از نسل زرتشت ظهور میکنند که پس از آمدن «سوشیانت » منجی موعود سوم، ظهور خواهد کرد.
واژۀ فراشگرد(فروش گرد) و فرشوکرتی از ریشۀ فراشا (frasa) به معنای جان تازه بخشیدن است، و از اینروی به روز رستاخیز یا آخرالزمان فراشگرد میگویند که در آن زمان، حیات جدیدی به جهان داده میشود.
طبق اعتقادات زرتشتیان درباره آفرینش جهان، پس از اینکه اهوارمزدا موجودات دنیوی را آفریده، اهریمن (خدای شرّ) نیز دست به خلقت مشابه زده و در کنار هر یک از مخلوقات اهورامزدا که سراسر نیکی بودهاند، آفریدهای سراسر بدی را همراه کرده که از این رو، جهان دچار آمیزشی میان خوب و بد شده است.
به هنگام فرشوکرتی (آخرالزمان) سوشیانت، یا همان منجی موعود، شرایط را برای شکست کامل اهریمن و نابودی او فراهم میکند. دنیا مرحله «جدایش» را تجربه میکند و دست اهریمن بار دیگر از این جهان کوتاه میشود.
بنابر متون پهلوی، در آن روز و پس از به ثمر نشستن تلاش سوشیانت پیکرهای بیجان زنده میگردند و جهان نو میشود؛ بدی از بین میرود و نیکی سراسر جهان را فرا میگیرد؛ دیگر اهریمنی وجود ندارد و اهورامزدا بر همه چیز سلطه مییابد و قوانین او بر جهان حکم فرما میشود. این حالت در طبیعت نیز اثر میگذارد.
دیگر مردم از قحطی و فقر نمیهراسند، زیرا به مرحلهای از کمال میرسند که خوراکشان معنوی خواهد شد.
طبق اعتقادات زرتشت، فرشوکرتی نه تنها پایان خوب این جهان بلکه همان رستاخیز است، زیرا در آن روز جهان با ویژگیهای کنونیاش از بین خواهد رفت و جهانی دیگر پدید میآید. در واقع معاد و رستاخیز در عالمی دیگر بپا نخواهد شد، بلکه همین جهان است که با نابودی اهریمن صحنه رستاخیز و بهشت موعود میشود.
در آیین زرتشت جهنم و عذاب برزخ ابدی نیست، به هنگام فرشوکرتی پروردگار، دستهای از گناهکاران را از دوزخ رهایی میبخشد و آنان که بخشی از نیروهای اهریمنی را در وجود خود دارند با نابودی اهریمن نابود میشوند و جهان، سراسر بهشت خواهد شد.
مطابق این اسطوره آخرالزمان و رستاخیز هر دو یک چیز هستند و رسالت موعود، فراهم کردن زمینه چنین رویدادی است. آغاز این بستر در سه دوره هزار ساله زمانی با آمدن زرتشت فراهم میگردد و پایان آن با ظهور سوشیانت انجام میپذیرد.
بنابر این باور، زرتشت، پیامبر بزرگ ایرانی در آغاز هزاره دهم پا به عرصه گیتی گذاشت و به دینی الهام یافت. در پایان این هزاره منجی اول از نسل زرتشت، ظهور میکند. نام او هوشیدر است. با تولد او خورشید ده روز در وسط آسمان خواهد ماند و او در سی سالگی به مقام دیدار اهورامزدا میرسد. جهان برای مدتی از زشتی پاک خواهد شد، امّا دوباره اهریمن چیره میشود.
هوشیدر ماه، نام دومین منجی است که در پایان هزارۀ یازدهم از عمر جهان به دنیا میآید، او نیز رسالت خود را انجام میدهد (تا در پایان این دوره با برگشت ضحّاک و کمک دیو آشموغ حاکم ستمگر ایرانی بار دیگر عالم به تباهی کشیده میشود).
منجی سوم، سوشیانت مهمترین منجی موعود آیین زرتشت، در پایان هزاره دوازدهم و آخر عمر جهان ظهور میکند. او نیز از نسل زرتشت است و با چهرهای نورانی و برخوردار از فرّه ایزدی. او دیو آشموغ را که جلوه دروغ و گمراهی است، از بین میبرد و به کمک یارانش مظاهر اهریمن را یکبهیک نابود میسازد. دیوان و تمام نیروهای اهریمنی شکست میخورند و به جای اولیه خود برمیگردند و با مجاهدت او تمام مردم و همۀ گیتی به کمال میرسند و رسالت زرتشت را به پایان میرساند.
بنابر متون پهلوی زرتشتی، پیوند عمیقی میان سه مفهوم آخرالزمان، رستاخیز، منجی و مهدويت وجود دارد، اما این سؤال همواره در ذهن زرتشتپژوهان وجود داشته که این باورها و به طور دقیقتر این افسانهها را تا چه حد میتوان به خود زرتشت نسبت داد؟ آیا دینی که زرتشت از آن سخن میگفت و اصول آن را تبلیغ میکرد، چنین باورهایی داشته است؟ ![]()
--------------------------------------------------------------------------------------------
منابع: تاریخ کیش زرتشت، مری بویس، ترجمه همایون صنعتی زاده
یشتها/ ترجمه ابراهیم پور داوود
زند هومن یسن/ ترجمه محمد تقی راشد محصّل
نجات بخشی در ادیان / محمدتقی راشد محصل
دینهای ایران / گئوویدن گرن
اسطوره سوشیانت / علی اصغر مصطفوی
|
امامعصر، عليهالسلام از منظر پروفسورهانرى كربن |
|
آخر الزمان
در فرهنگ اسلامى، آخر الزمان، هم دوران نبوت پيامبر اكرم (ص)، تا وقوع قيامت را شامل مى شود و هم دوران غيبت وظهور مهدى موعود(ع) را در دوران معاصر، عده اى از مفسران ومتفكران مسلمان از قبيل : مرحوم علامه طباطبايى، استاد شهيد مرتضى مطهرى، سيد قطب، محمد رشيد رضا، شهيد سيد محمدباقر صدر و... با اتكا به آياتى از قرآن كريم اعراف: 138، انبياء: 105، صافات: 171 و 172 استخلاف انسان در زمين، فرمانروا شدن نيكوكاران زمين وراثت صالحان وپيروزى حق بر باطل را به رقم جولان دائمى باطل، به عنوان سرنوشت آينده بشر مطرح كرده اند و آيات وروايات مربوط به تحولات آخر الزمان را بيانگر نوعى فلسفه تاريخ مى دانند و به اعتقاد ايشان، عصر آخر الزمان عبارت است از دوران شكوفايى تكامل اجتماعى و طبيعى نوع انسان.
چنين آينده اى امرى است محتوم كه مسلمانان بايد انتظار آن را داشته باشند و نبايد منفعل و دلسرد به حوادث واقعه بنگرند، بلكه با حالتى پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انسانى و آگاه از تحقق اهداف تاريخى انتظار، بايد سرشار از اميد، آمادگى وكوشش درخور اين انتظار مقدس باشند.
در چارچوب اين برداشت، آخر الزمان قطعه معينى از تاريخ نوع انسان است كه او بايد در آن، حركت تكاملى تدريجى خود را تا تحقق وعده الهي ادامه دهد. در حالى که درکتب علماء متقدم همچون "کمال الدين " رحمه الله الغيبه شيخ طوسي رحمه الله چنين تفسيرى از تاريخ نبوده وتحولات آخر الزمان امرى است غير عادى كه در آخرين بخش از زندگى نوع انسان واقع مي گردد وبه تحولات قبلى جامعه انسانى مربوط نمى شود.
شناخت آخر الزمان يا فرجام شناسى (Eschetologie) در اديان يهود، مسيحيت وزرتشتى نيز حائز اهميت است. نگاهى به دردها وآلام بشر انديشمند امروز وقربت او در زوال فطرت پاک آَدمى، چنين مى نماياند كه در ميان همه خواسته هاى ضد ونقيضش، امروز يكى هست كه همه در آن مشتركند همه اقوام و ملل يكصدا خواهان آزادى اند.(1)
دراحاديث بسيارى آمده است كه حضرت مهدى (ع) در آخرالزمان ظاهر مى شود. پيامبراكرم (ص) بر فراز منبر فرمود: مهدى از عترت و اهل بيت من است. او درآخرالزمان ظهور مي كند. (2)
ونيز فرمود: مژده باد شما را به ظهور مهدى كه او در آخرالزمان به هنگام سختى روزگار وفتنه و اختلاف وعدم امنيت مى آيد وخداوند به وسيله او زمين را پر از قسط و عدل مى نمايد.(3)
امام باقر(ع) نيز مى فرمايد: دولت ما آخرين دولت هاست.... (4)
پيامبر(ص) دست ها را بهسوي آسمان برافراشت وگفت: خداوندا برادرانم را به من بنمايان. يكى از اصحاب گفت: مگر ما برادران شما نيستيم؟ فرمود: نه، شما ياران من هستيد. برادران من كسانى هستند كه در آخرالزمان مى آيند و به من نديده ايمان مى آورند. خداوند آن ها را پيش از آن كه از صلب پدران به رحم مادران درآيند، با نام خود و پدرانشان به من معرفى نموده است كه استقامت هر يک از اَن ها در دين خود، ازكندن خارهاى گون در شب تاريک، و به دست گرفتن آتش گداخته سخت تر است. آن ها مشعل هاى هدايت هستند كه خداوند آن ها را از فتنه هاي تيره و تار نجات مي بخشد.(5)
درباره فتن وحوادث آخرالزمان، احاديث بى شمارى از حضرت ختمى مرتبت و حضرات ائمه (ع) دركتب حديث به ثبت رسيده است.
مجموعه هايى از آن احاديث، به صورت كتب مستقلى به نام ملاحم, الغيبة وديگر نام ها نگاشته شده است.
روايات معصومين (ع) نشان مى دهد:
1. با سپرى شدن اين دوران، بساط زندگى دنيوى برچيده و مرحله اى جديد در نظام اَفرينش آغاز مى شود.
2. آخرالزمان خود به دو مرحله كاملاً متفاوت تقسيم مى شود: دوران نخست كه در آن انسان به مراحل پايانى انحطاط اخلاقي مى رسد .
دوران بعد، عصر تحقق وعده هاى الهى به پيامبران و اولياى خدا است و با قيام مصلح جهانى آغاز مى شود. كليات عقايد مربوط به آخرالزمان تقريباً از سوى همه فرقه هاى بزرگ اسلامى پذيرفته شده است، ولى در خصوص وابستگى اين تحولات به ظهور مهدى (ع) و نيز هويت او اختلاف نظر وجود دارد.
*********************************************************
1 : نشريه موعود شماره 11 و 10ص 54.
2 : غيبة طوسي ص 111 بحارالانوار، ج 51ص 74
3 : منتخب الأثرص 171.
4 : بحارالانوار ج 52 ص 332 اثبات الهداة ج 3 ص 6 51.
5 : بحارالانوار ج 52ص 24 ا منتخب الاثرص 515 الزام الناصب ص137.
*********************************************************
| خدا كند كه بيايي | |||
| |||
مهدويت دراهل سنت
مهدى (عليه السلام) بارها و به اشكال مختلف در احاديث نبوى آمده است، منظور از احاديث نبوى، احاديثى است كه از پيامبر اكرم (صلی الله عليه و آله وسلم) نقل شده گرديده است .
وليكن چون در اين بخش سعى بر بيان احوالات مهدى (عليه السلام) موعود از مدخل اعتقادات اهل سنت است، پس به احاديثى اشاره مىشود كه از كتب معتبر و روائى اهل سنت استخراج شده است.
1-”ابوداوود“ در صحيح خود از ”ابىطفيل“ و او از على (عليه السلام) نقل مىكند: قال رسول الله (صلی الله عليه و آله وسلم): ”لو لم يبق من الدهر الايوم لبعث ا لله رجلاً من اهل بيتى، يملاءها كما ملئت جورا “ : ولو يك روز هم از عمر دنيا باقى باشد، خداوند مردى را از اهل بيت من بر مىانگيزد كه زمين را پر از عدل و داد مىكند, بعد از آنكه از ظلم و ستم پر شده باشد. (جلد 2 - صفحه 208).
2- ابوداوود ترمذى در صحيح خود از عبدالله از پيغمبر اكرم (صلی الله عليه و آله وسلم) نقل مىكند كه فرمودند : ”لو لم يبق من الدنيا الا يوم لطول الله ذلك اليوم حتى يبعث رجلاً منى او من اهل بيتى يواطى اسمه اسمى ... يملأ الارض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلما و جورا“. هرگاه به پايان دنيا فقط يك روز بماند، خداوند اين روز را بقدرى طولانى مىكند، تا اينكه در اين روز فردى كه از فرزندان من بوده و نامش مانند من است را بر مىانگيزد و زمين را از عدل و داد پر مىكند بعد از آنكه از ظلم و ستم پر شده باشد. (كتاب تاج جلد 5- صفحه343).
3- احمد در مسند خود از ”ابوسعيد خدرى“ نقل مىكند: قال رسول الله (صلی الله عليه و آله وسلم): يمل أ الارض ظلماً وجورا ثم يخرج رجل من عترتى يملك سبعاً اوتسعاً فيملاء الارض قسطاً و عدلاً : هنگامى فرا مىرسد كه زمين از ظلم و جور پر شود و در آن موقع مردى از خاندان من قيام مىكند، هفت يا نه سال در روى زمين حكومت مىكند و زمين را از عدل و داد پر مىكند. (جلد 3- صفحة 28).
4- مسلم، ابو داوود، ابن ماجه، طبرانى كه از بزرگان اهل سنت هستند از ام سلمه نقل كردهاند كه گويد: ”رسول گرامى اسلام (صلی الله عليه و آله وسلم) فرمودند: المهدى من عترتى من ولد فاطمه“ : مهدى از خاندان من است و او از فرزندان دخترم فاطمه خواهد بود (صواعق: صفحه163 ابن ماجه ج 2 صفحه 1368).
5- ابوداوود در صحيح خود از ابوسعيد خدرى نقل مىكند: ”قال رسول الله (صلی الله عليه و آله وسلم): المهدى منى اجلى الجبهه، اقنى الانف ،يملأ الارض قسطاً و عدلاً كما ملئت جورا و ظلما يملك سبع سنين“ مهدى از ماست، او پيشانى بلند و وسط بينى اش كمى برآمدگى دارد، زمين را از عدل و داد پر كند , بعد از آنكه از ظلم و ستم پر شده باشد. (جلد 2 صفحة 208)
6- و نيز احمد در كتاب ”مسند“ از پيغمبر (صلی الله عليه و آله وسلم) نقل مىكند كه فرمودند: ”ابشكركم بالمهدى يبعث فى امتى على اختلاف من الناس و الزلزال فيملاء الارض قسطاً و عدلا كما ملئت جورا و ظلما يرضى عنه ساكن السماء و ساكن الارض يقسم المال صحاحاً، فقال الرجل ما صحاحاً؟ قال بالسويه بين الناس، قال و يملا الله قلوب امه محمد غنى و يسعهم عدله“ : بشارت مىدهم شما را به مهدى، برانگيخته مىشود در امت من در هنگام اختلاف مردم و زلزلهها، پس زمين را پر مىكند از قسط وعدل، همانطور كه از ظلم وجور پر شده باشد، از او خشنود خواهند بود، ساكنان آسمان و ساكنان زمين و اموال را صحيح تقسيم مىكند. شخصى از آن حضرت پرسيد: معناى تقسيم صحيح چيست؟ ايشان فرمودند: به تساوى در ميان مردم و فرمودند: خداوند پر مىكند قلبهاى امت محمد را از بىنيازى ،و عدل او (مهدى) همگان را فرا مىگيرد (جلد 3- صفحه 37).
7- حموينى در كتاب ”فرائد المسمطين“ به نقل از ابن عباس و او به نقل از رسول اكرم (صلی الله عليه و آله وسلم) بيان مىكند: همانا على بن ابى طالب پيشواى امت من و جانشين پس از من بر ايشان است و از فرزندان او قائم منتظر مىباشد كه خداوند به او زمين را از داد آكنده مىكند همانگونه كه از ستم پر شده باشد و سوگند به آن كسى كه مرا به حق به پيامبرى برانگيخت ثابت پيمانان بر امامتش در دوران غيبت او ناياب تر از گوگرد سرخ مىباشد. (انتهاى جلد 2)
8- عبدالرحمن سيوطى عالم بزرگ اهل سنت در كتاب ”عرف الوردى فى اخبار المهدى“ از پيامبر (صلی الله عليه و آله وسلم) نقل مىكند كه فرمودند: ”من انكر خروج المهدى فقد كفر“ : هر كه خروج مهدى را انكار كند كافر شده است.
9- ابن هجرهيثمی شافعى دركتاب صواعق المحرقه گويد: ”ابوالقاسم،محمد،الحجه،عمر او پس از در گذشت پدرش پنج سال بود، خداوند در همين عمر به او حكمت ربانى اعطا كرد، او را قائم منتظر گويند، اخبار متواتره رسيده است كه مهدى از اين امت است و عيسى از آسمان فرو خواهد آمد و پشت سر مهدى نماز خواهد خواند. (چاپ قاهره صفحة 164).
سخن اهل سنت در اين باب بسيار زياد است و دانشمندان اهل سنت در بسيارى از كتابهايشان از اين مورد مهم مطالبى را آوردهاند. تعدادى از اين كتابهايى كه از علماى اهل سنت است و فقط درباره اين موضوع نگارش يافتهاند را به عنوان شاهد, ذكر مىكنيم كه البته تعداد اين كتابها بيشتر از 30 عنوان است كه ما فقط به كتابهاى زير اكتفا مىكنيم:
- البرهان فى اخبار صاحب الزمان (علامه گنجى شافعى، متوفى 658)
- البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان (عالم شهير ملا متقى، متوفى 975)
- القول المختصر فى العلامات المهدى المنتظر (ابن حجر،متوفى 974)
- مهدى آل الرسول (على بن سلطان محمد الهروى الحنفى)
- عقد الدر فى الاخبار الامام المنتظر (شيخ جمال الدين يوسفى الدمشقى، متوفى قرن 7)
- مناقب المهدى (عليه السلام) (حافظ ابى نعيم اصفهانى، متوفي قرن 5)
- العرف الوردى فى اخبار المهدى (سيوطى، متوفى 911)كتاب المهدى (ابى داوود)
- كتاب المهدي (ابي داوود)
السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج)
همیشه تو دعاها سعی می کنم هیچ دعایی رو مقدم بر دعا برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان نکنم یعنی راستش رو بخواین اگه بخوام هم اصلا نمی تونم همیشه با خودم می گم که دعا نباید انحصاری و فردی باشه دعا باید جامع باشه دعا باید برای همه باشه شاید در روز دهها نفر التماس دعا داشته باشند از ما چه جوری می شه این خواسته ها رو برآورده کرد!
من اعتقاد دارم که هیچ دعایی جامعتر و کامل تر و زیباتر از دعا برای ظهور آقا نیست . هم نیازهای دنیوی رو براورده می کنه هم نیازهای اخروی را هم غذای روح هست و هم غذای جسم و.... خلاصه اینکه هیچ دعایی بهتر از این دعا نیست هم عاقبت بخیری داره هم مبارزه بانفسه هم قرب به خدا و ائمه داره هم آثار تربیتی داره هم آثار عقیدتی داره و هزاران و هزاران آثار دیگر اما همه این آثار به شرطی محقق می شه که این دعا از روی خلوص نیت باشه و هم با تمام وجود باشه از صمیم قلب و...
اما همه این هارو گفتم خوب ٬حرف های واقعا قشنگی هست و شاید همه هم موافق با این حرف ها باشن اما چیزی که خیلی مهم هست عمل به این حرف هاست٬ آیا واقعا همه ما این نکته هایی که هممون بلد هستیم رو عملی می کنیم آیا ما نظر و نیازهایی که برای رفع مشکلات شخصی خودمون می کنیم برای سلامتی امام زمان میکنیم ٬ آیا ما همه ما عاشق واقعی امام زمان هستیم آیا ما به سیره امام عمل می کنیم ٫ تا حالا از خودمون حساب کشی کردیم چندتا حدیث از این آقایی که ازش این همه دم میزنیم بلدیم یا مطالعه کردبم به چندتا از این احادیث عمل کردیم ٬ چقدر زندگیمون شبیه حضرته چقدر...... نمی دونم دیگه
لپ کلام می خوام بگم که خواهر من برادر من تا ما آمادگی برای درک و پذیرش آقا رو تو خودمون ایجاد نکنیم آقا نمیاد ٬ به خدا آقا یار می خواد اما چه یاری ٬یار واقعی ٬آقا عاشق می خواد عاشق جان برکف عاشق دلسوخته .
خدایا به نامهایت به نامهای باصفایت ، نامهای
ندبه
حسنایت ، به فدای تو و فدای نام های تو ،که لا
یقترینی ، تو عزیزترینی ، تو بهترینی ، تو صبوری بی همتائی ، اما ما که صبر نداریم ،
ای پرورش دهنده مهدی در دامان پاک امام حسن عسکری و نرجس خاتون سلام الله علیهم
به بی صبری ما هم نگاهی بینداز .
ظالمین وخاطئین و خائنین و طاغین و کفار و منافقین و فاسدین را دیگر بس است
دیگر انها را مهلت نده، مهلت آنها را قطع کن وحکومت صالحان را شروع بفرما
بشردرهمه صفات تو مبهوت است صبرتو به همه بشریت سنگین است .
خوبان در عجبندکه کی نجاتشان میدهی و بدان در هراستندکه کی حکومت راازآنها می گیری .
چه تقدیر فرموده ای ؟
تاچه حد طاغیان و ظالمان مهارزمین و زمان را بکشند و تاچه میزان ضعفاء تحمل کنند.
تفاوت بدکاران و خوبان بسیارزیاده شده است آیا فاصله آنقدر نشده که ذوالفقار علی دردست
مهدی ازنیام برکشیده شود و درخشش آن نوری بروجود خوبان و آتشی برقلب بدان عالم گردد.
| ||||
|
میدونم یه شب می آی خاکو چراغون میکنی! پنجشنبه 6 اردیبهشت1386 8:10 بعد از ظهر
مهدی آل محمد، منتظر اعظم، قرنهاست که کوچه کوچه عالم را در جستجوی اعوان و انصار خویش است، علیوار دستان مهربان خود را بر سر ایتام پیامبر خدا کشیده تا در هجران آن رحمت مطلق الهی روزگار بسپرند و انتظار را که جان فرساست برای عاشقان راستین آن سلاله فاطمه سهل نماید. این بار در میلاد خود، «نیمه شعبان» نسیم لطف و کرامت خود را در کوی و برزن شهر و دیارمان پراگنده و ریشه جانمان را از آب حوض کوثر ولایت که عطش هزار ساله را سیراب میکند، جامی ارزانی کرده است. حجة الله آمد؛ زمین را عدل و داد فراگرفت، همانگونه که از ظلم و جور پر شده بود، راستی را که نیمه شعبان پایان نیمی از انتظار است، و نیم دیگر نه چراغانی کردن کوچه و کوی و خانه ظاهر؛ که روشن کردن جان جان با نور معرفت جانان و تقوای عملی و ایمان است. اینک نشستهایم بر مصطبه انتظار با کشکولی از ارادت و خواست آمدن یار، چارهها ناچار است و گریزو گزیری که عقل با هزار توی خرد و کلان خود برایمان پیافکنده بود، خراب و یران شده که معمور کردن آن جز با دست دل و ترنم الهم عجل لولیک فرج و النصر و معماری که وارث علم محمدی باشد، ساخته نیست. هرچه پیش میرویم، نوری نیست که بتواند این راه ظلمانی را بر ما روشن کند و این حجب نورانی را از پیش چشمان آدمی بردارد؛ اینک نزدیک است که دستی از آستین غیب برآید و وعده عظیم الهی به بار بنشیند؛ تا کوران و کران و منکران و ظالمان همه دورانها را در حسرت عظیم فرو برد و مظلومان و منتظران را سعادت ابدی به ارمغان آورد. ای منتظر ادیان، ای وعده و افتخار پیامبران و ای صالح و اباصالح دوران و ای صاحب و زبان قرآن آنک جهان مرگ را در پیش چشم دارد و مظلومان و مصلحان جز تو را سراغ ندارند، از خدای خود طلب ظهورکن که جانها ، به لب رسید و چشمه اشک چشمها خشکید، خون در دل موج میزند و تیر طعنه طاعنان روح و جانمان را ریش ریش کرد. تو خواهی آمد نه، تو آمدی؛ اما ما را آماده آمدنت ندیدی؛ اما بدان که منتظران حقیقی تو برگ و بار یاری و همراهیت را آماده دارند؛ بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم! میدونم یه شب میای خاکو چراغون میکنی شیشه عمر شبو میشکنی داغون میکنی شنیدم وقتی بیای از آسمون گل میریزه کوچه باغا رو پر از بیدای مجنون میکنی شنیدم وقتی بیای غصه هامون تموم میشه قحطی گریه میآد، خنده رو ارزون میکنی آسمون به احترامت پا میشه به اون نشون که تو سفره زمین خورشید و مهمون میکنی دلامون خیلی گرفته، شبامون خیلی سیاس میدونم یه شب می آی خاکو چراغون میکنی!