شمع بوانات/ميرزا.
از علماء به نام بوانات استاد رجال و حدیث ميرزا محمدباقر بواناتي وفرزند فرزانه اشِِِِ حاج شيخ اسماعيل بواناتي، در کنار عالم شهیر شیخ محمد عبده که (نهج البلاغه ایشان معروف است).استاد بواناتي معلم زبان فارسي ادوارد براون نيز بوده است.
مورخين گفته اند ايشان داراي اثاري از جمله:
۱-" الدعوة المحمدية"
۲-"مفتاح الفرقان في ترتيب سورالقرآن "
وچندين اثر نيز منسوب به ايشان مي باشد.

روحش شاد باد.
بواناتي:
ميرزامحمدباقرعالم برجسته رجالی و حدیث شناس، اديب و شاعر ايراني و آموزگار زبان فارسي در لندن . مدتي به ميرزا محمد باقر خدائي ميرزا محمد باقر کفري و ابراهيم جان معطر شهرت داشت و در لندن خود را محمد باقر ايراني مي خواند. او در ادب فارسي و تاريخ اديان و آراي ملل و نحل صاحب مطالعه و ابتکار و تصرف بود. تاريخ تولد وي مشخص نيست اما احتمال مي رود که ميان سالهاي 1230تا1235 به دنيا آمده باشد (شيرازي ذيل «معطر» شعاع شيرازي ص 445.)
ميرزا محمد باقر فرزند صابر شيداني از مردم بوانات فارس و از خانواده اي دهقان بود. مبادي علوم عصر خود را در زادگاهش فرا گرفت . بيش از دوازده سال نداشت که بي اطلاع خويشان و کسان به شيراز رفت و به تحصيل سنتي پرداخت و زبان انگليسي را نيز فرا گرفت (ديوان بيگي ج 3 ص 1636ـ 1637 رکن زادة آدميت ج 1 ص 413). نويسندة حديقة الشعرا (تأليف 1296) حدود 1275 با بواناتي در شيراز ملاقات کرده است (ديوان بيگي ج 3 ص 1637). به گفتة همو (ج 3 ص 1636ـ 1638) بواناتي مدتي به هند و عراق عرب (بغداد) سفر کرد و پس از بازگشت به وطن به بوشهر رفت و در آنجا ازدواج کرد و مدتي مترجم کنسولگري انگليس بود. وي از اين شهر راهي لندن شد و حدود پنج سال در آنجا ماند اما به علت بيماري دخترش راهي بيروت گرديد. دخترش در بيروت درگذشت (حدود 1283) و بواناتي پس از مدتي اقامت چون دولت عثماني با ماندن او در بيروت مخالف بود به ايران آمد (پيرزاده ج 2 ص 209ـ211) و در 1310 در تهران درگذشت (رکن زادة آدميت ج 1 ص 417 قس شعاع شيرازي همانجا)
بواناتي در اوايل جواني مدتي درويش مسلک بود. پس از آن نصراني و سپس کليمي شد. در جريان سير فکري و تغيير عقيده مدتي هم دهري مسلک و بي دين و منکر مباني توحيد و اعتقاد مذهبي بود اما عاقبت به اسلام گراييد و به حد کمال و تمام در ترويج مذهب اسلام تعصب داشت (پيرزاده ج 2 ص 207ـ210). به نوشتة براون (ص 12ـ13) او نظامي مذهبي از خود ابداع کرد که ترکيبي از مسيحيت و اسلام بود و آن را اسلام و مسيحيت ناميد. هنگام جواني به سبب شهرت دهريگري و بي ديني و ايراد سخنان بدعت آميز مجبور به ترک شيراز شد و در برازجان اسدآبادي او را از مرگ نجات داد (ديوان بيگي ج 3 ص 1637ـ 1638 تقي زاده ص 10 رکن زادة آدميت ج 1 ص 413ـ414).
بواناتي پيوند خود را با سيد جمال الدين اسدآبادي حفظ کرد و در 1307 به سبب اين ارتباط و به اتهام الحاد در تهران محبوس شد اما با شفاعت ميرزا علي اصغرخان امين السلطان آزاد گرديد. سه نامه از او به سيد جمال الدين مشتمل بر تمجيد و تکريم سيد باقي مانده که در کتابخانة مجلس نگهداري مي شود (براي اطلاع از متن نامه ها رجوع کنيد به افشار ص 14ـ 18).
ميرزا محمد باقر در لندن از راه تدريس زبان عربي و فارسي امرار معاش مي کرد. از جمله حسينقلي خان نواب و عباسقلي خان برادرش و ادوارد براون * (متوفي 1926 ميلادي ) خاورشناس مشهور انگليسي از شاگردان او بودند (پيرزاده ج 2 ص 210 افشار ص 18ـ 19)
آثار او عبارت اند از: دو منظومة شميسة لندنيه و سديرة ناسوتيه مملو از الفاظ مهجور و مشحون از لغات عربي و ممزوج با کنايات و استعارات دور از ذهن و مصطلحات کلامي و ديني ملل مختلف که خلاصة آنها در تاريخ مطبوعات ادوارد براون (ج 1 ص 108ـ112) به چاپ رسيده است . روضات لندني و فوحات انجمني و کنايت از قرآن معطر تفسيري است منظوم از 26 سورة قرآن که به سيزده «نسيم«تبويب شده است . بواناتي احتمالا نويسندة مفتاح الفرقان في ترتيب سورالقرآن نيز بوده باشد که نسخة خطي آن در کتابخانة براون موجود است(فهرست توصيفي نسخه هاي خطي شرقي متعلق به ادوارد براون فقيد ص 292). او همچنين در نوشتن و تنقيح «فرهنگ انگليسي به فارسي«تأليف ولستن (چاپ لندن 1889ميلادي ) شرکت و همکاري داشته است .
منابع:
ايرج افشار سواد و بياض «ابراهيم جان معطر» تهران 1344 ش
ادوارد گرانويل براون تاريخ مطبوعات و ادبيات ايران در دورة مشروطيت ج 1 ترجمة محمد عباسي تهران ] تاريخ مقدمه 1335 ش
محمدعلي بن محمد اسمعيل پيرزاده سفرنامة حاجي پيرزاده : از لندن تا اصفهان چاپ حافظ فرمانفرمائيان تهران 1342ـ1343 ش.
+ نوشته شده در بیست و پنجم مهر 1386ساعت 9:10 قبل از ظهر  توسط سید حسن رحمانی
|