تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

بوانات مهدویت - ایام فاطمیه/بانوی بی قرینه

بانوی بی قرینه

ياس بوي مهرباني مي دهد
عطر دوران جواني مي دهد

ياسها يادآور پروانه اند
ياسها پيغمبران خانه اند

ياس ما را رو به پاکي مي برد
رو به عشقي اشتراکي مي برد

ياس در هر جا نويد آشتي ست
ياس دامان سپيد آشتي ست

در شبان ما که شد خورشيد؟ ياس
بر لبان ما که مي خنديد؟ ياس

ياس يک شب را گل ايوان ماست
ياس تنها يک سحر مهمان ماست

بعد روي صبح پرپر مي شود
راهي شبهاي ديگر مي شود

ياس مثل عطر پاک نيت است
ياس استنشاق معصوميت است

ياس را آئينه ها رو کرده اند
ياس را پيغمبران بو کرده اند

ياس بوي حوض کوثر مي دهد
عطر اخلاق پيمبر مي دهد

حضرت زهرا دلش از ياس بود
دانه هاي اشکش از الماس بود


 

داغ عطر ياس زهرا زير ماه
مي چکانيد اشک حيدر را به چاه

عشق محزون علي ياس است و بس
چشم او يک چشمه الماس است و بس

اشک مي ريزد علي مانند رود
بر تن زهرا: گل ياس کبود

گريه آري گريه چون ابر چمن
بر کبود ياس و سرخ نسترن

گريه کن حيدر! که مقصد مشکلست
اين جدايي از محمد مشکلست

گريه کن زيرا که دخت آفتاب
بي خبر بايد بخوابد در تراب

اين دل ياس است و روح ياسمين
اين امانت را امين باش اي زمين

گريه کن زيرا که کوثر خشک شد
زمزم از اين ابر ابتر خشک شد

نيمه شب دزدانه بايد در مغاک
ريخت بر روي گل خورشيد، خاک

ياس خوشبوي محمد داغ ديد
صد فدک زخم از گل اين باغ ديد

مدفن اين ناله غير از چاه نيست
جز تو کس از قبر او آگاه نيست

+ نوشته شده در  چهارم خرداد 1388ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط سید حسن رحمانی  |